اول ذی حجه سالروز پر برکت ترین ازدواج عالم هستی ، ازدواج دو معصوم مبارک باد .


از ماجرای ازدواج حضرت علی‌علیه‌السلام و حضرت فاطمه‌علیهماالسلام نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده‌ زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ی ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند، و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.

درس‌هائی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام می‌گیریم از این قرار است:


1- کفو و همتا بودن:
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکان‌پذیر است.

برخی تصور می‌کنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمان‌ها، خواست‌ها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهی‌های علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگی‌های اخلاقی و فرهنگی است.

اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیه‌السلام خرسند می‌شدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه علیهماالسلام نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه علیهماالسلام و پیامبرصلی‌الله علیه و‌آله به این وصلت‌ها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه علیهماالسلام و روح والای او بود که زیبایی‌ها و شکوه معنوی حضرت علی‌علیه‌السلام را درک می‌کرد . در این مورد پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله فرمودند: اگر خدا علی را نمی‌‌آفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت.


2- خواستگاری بدون واسطه
خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علی‌علیه‌السلام شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه علیهماالسلام از پیامبر صلی‌الله علیه وآله اقدام نمود.


3- شرط اول : رضایت دختر
پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.


4- قناعت
در تهیه جهیزیه به ضروری‌ترین و ابتدائی‌ترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد، از سیرت پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله می‌آموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.

مگر حضرت فاطمه علیها‌السلام دختر پیامبر صلی‌الله علیه وآله رهبر بی‌نظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنی‌هاشم یعنی اصیل‌ترین و شریف‌ترین تیره‌های عرب به حساب نمی‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه علیهما‌السلام ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه‌ وآله نمی‌توانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟

پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم ‌الشأن اسلام صلی‌الله علیه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زیستی استوار است .

متأسفانه در برخی خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بین‌المللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشم‌های ظاهربین را خیره می‌کند.

5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب علیه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترین مردان و نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد:

ابن شهر آشوب در مناقب نقل می‌کند: که حضرت علی‌علیه‌السلام نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که:

ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌های خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد، همین .

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل /     از روی شوق در ره جانانه جان سپرد

شهادت مظلومانه حضرت امام محمدبن علی التقی الجواد (علیه السلام) ، تسلیت باد .

والله یحب التوابین

قالَ الإمام الجواد - عليه السلام: 

التَّوْبَةُ عَلي أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.



 
توبه بر چهار پایه استوار است

1- پشیمانى درونى

2- استغفار زبانى

3- استغفار عملى

4- تصمیم جدّى بر عدم بازگشت به گناه.



شرح و تفسیر
برداشت غالب مردم از توبه نادرست است و لذا آثار آن هم در توبه‏هاى فردى و اجتماعى كم است.
توضیح این كه ساختمان عظیم توبه بر روى یكى دو پایه بنا نمى‏شود، بلكه باید اركان چهارگانه آن مراعات گردد. با توجّه به این مقدّمه كوتاه، به شرح اصول چهارگانه توبه مى‏پردازیم:

ركن اوّل: نخستین قدم توبه پشیمانى درونى است، حقیقتاً در درون قلب و روح و جان تائب تحوّل و انقلابى رخ دهد و از گناهى كه مرتكب شده تنفّر پیدا كند و پشیمان گردد.

ركن دوم: هر چند پشیمانى درونى اوّلین گام توبه است، ولى تنها ركن‏آن نیست. بدین جهت باید این تحوّل و انقلابى كه در درون او پیدا شده در سایر اعضاء بدنش نیز اثر بگذارد و به وسیله زبان، كه ترجمان قلب است، آشكار گردد. زبان هم به دنبال قلب از گناه توبه كند و استغفار گوید.

بنابراین هماهنگى قلب و زبان در تنفّر از گناه، دو ستون از ستون‏هاى چهارگانه توبه است.


ركن سوم: این است كه این حالت ندامت و پشیمانى از زبان به سایر اعضا هم منتقل شود و آن‏ها را به عكس العمل وادارد، تا انسان براى جبران گذشته كارى انجام دهد. اعضاء انسان در این مرحله سه كار مى‏تواند انجام دهد، تا نهال نوپاى توبه استحكام یابد و بارور گردد:
الف) حق و حقوق مردم كه بر اثر گناهان پایمال شده را جبران كند؛ اگر غیبتى كرده، حلّیت بطلبد. اگر قلب مؤمنى را شكسته جبران كند. اگر مال مردم را تلف كرده، جبران نماید. خلاصه هر حقّى از هر شخصى بر عهده اوست ادا كند.
ب) حقوق خداوند را نیز ادا كند؛ اگر عبادتى را ترك كرده انجام دهد.اگر ترك آن عبادت قضا و كفّاره‏اى دارد بجا آورد. و این امور را به پس از مرگ موكول نكند!
ج) بدى‏ها و خطاها و گناهان گذشته را با خوبى‏ها و عبادات جبران نماید. شاهد بر این مرحله از توبه جمله «الّا الَّذینَ تابُوا وَ اصْلَحُوا»؛ «مگر كسانى كه توبه كردند و (به دنبال آن) خود را اصلاح نمودند». مى‏باشد، كه در آیات متعدّدى از قرآن مجید آمده است. گناه مثل بیمارى است و اگر گناه كبیره باشد همانند بیمارى‏هاى سخت است، شخصى كه مبتلى به بیمارى سختى مى‏گردد و پس از معالجه و مداوا از بستر برمى‏خیزد،                     
قواى او تحلیل رفته، چشم‏ها گودافتاده، لاغر شده و توانایى لازم ندارد.
باید علاوه بر معالجه و درمان، تقویت شود تا نیروى خویش را بازیابد.
گناه نیز ایمان و فضایل انسانى را تضعیف مى‏كند، پس از توبه باید آن فضایل تضعیف شده را با كارهاى صالح و شایسته تقویت نمود.

ركن چهارم: تصمیم به ترك گناه در آینده، یعنى توبه راه را به انسان تا آخر عمر نشان دهد. نتیجه این كه توبه طبق فرمایش امام على علیه السلام یك تحوّل كامل ایجاد مى‏كند و تنها تعلّق به زبان ندارد. در مورد جامعه هم چنین است، جامعه گناه زده پس از توبه باید این مراحل چهارگانه را طى كند.