ثبت نام شروع شد
منابع آزمون مقطع کاردانی به بالا (مقطع دانشگاهی) :
جهت تهیه کتب منابع آزمون، می توانید با شماره های ذکر شده تماس حاصل نمائید.
|
ردیف |
عنوان کتاب |
نویسنده |
انتشارات |
تلفن مراکز و انتشارات |
|
1 |
اندیشه اسلامی 1و2 |
آیت الله جعفر سبحانی(حفظه الله) |
نشر معارف |
02532917727 |
|
2 |
فلسفه سیاست |
محمدجواد نوروزی |
مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره) |
02532917727 |
|
3 |
انسان شناسی |
رضا برنجکار ، علینقی خدایاری |
نشرمعارف |
02532917727 |
|
4 |
رساله دانشجویی (16) |
سیدمجتبی حسینی |
نشر معارف |
02532917727 |
|
5 |
روحانیت و حوزه ها |
سلیمان خاکبان |
کانون اندیشه جوان |
02188505402 |
|
6 |
برکرانه شرح چهل حدیث امام خمینی(ره) |
جواد محدثی |
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) |
02537831090 |
الف) حداکثر سن داوطلبان ورود به حوزه های علمیه به شرح جدول زير:
جدول سنی افراد دارای مدرک تحصیلی سوم راهنمایی، اول دبیرستان و دوم دبیرستان
|
مدرک |
معافیت تحصیلی |
پایان خدمت |
معافیت دائم |
|
سوم راهنمایی |
حداکثر متولد 75 |
حداکثر متولد 70 |
حداکثر متولد 72 |
|
اول دبیرستان |
حداکثر متولد 75 |
حداکثر متولد 69 |
حداکثر متولد 71 |
|
دوم دبیرستان |
حداکثر متولد 75 |
حداکثر متولد 68 |
حداکثر متولد 70 |
جدول سنی افراد دارای مدرک تحصیلی سوم دبیرستان، دیپلم و پیش دانشگاهی
|
مدرک |
معافیت تحصیلی |
پایان خدمت |
معافیت دائم |
|
سوم دبیرستان |
حداکثر متولد 73 |
حداکثر متولد 68 |
حداکثر متولد 70 |
|
دیپلم |
حداکثر متولد 73 |
حداکثر متولد 67 |
حداکثر متولد 69 |
|
پیش دانشگاهی |
حداکثر متولد 73 |
حداکثر متولد 66 |
حداکثر متولد 68 |
جدول سنی افراد دارای مدرک تحصیلی مؤسسات و مراکز آموزش عالی
|
مدرک |
معافیت تحصیلی |
پایان خدمت |
معافیت دائم |
|
دانشجو |
حداکثر متولد 72 |
حداکثر متولد 65 |
حداکثر متولد 67 |
|
کاردانی |
حداکثر متولد 71 |
حداکثر متولد 64 |
حداکثر متولد 66 |
|
کارشناسی |
حداکثر متولد 69 |
حداکثر متولد 62 |
حداکثر متولد 64 |
|
کارشناسی ارشد |
حداکثر متولد 65 |
حداکثر متولد 60 |
حداکثر متولد 61 |
|
دکتری |
حداکثر متولد 63 |
حداکثر متولد 58 |
حداکثر متولد 59 |
*داوطلبان در صورت داشتن شرایط سنی جدول فوق مجاز به ثبت نام هستند، متقاضیان پس از قبولی آزمون و در زمان تشکیل پرونده جهت مصاحبه باید مدارک شناسایی خود را ارائه کنند، در غیر این صورت ثبت نام آنان منتفی خواهد شد.
ب) ملاک قبولی در اول دبیرستان حداقل 32 واحد، دوم دبیرستان حداقل 64 واحد میباشد داوطلبان شاغل به تحصیل در سوم دبیرستان باید حداکثر تا پایان شهریور 93 مدرک خود را ارائه دهند.
ج) افرادی که کمتر از 30 واحد در دانشگاه قبولی دارند در شرایط سنی و آزمون دیپلم قرار می گیرند.
باياري خداوند متعال ودرظلِّ توجهات حضرت وليعصر(عج) مركزمديريت حوزه های علميه از برادران واجد شرايط براي تحصيل در دوره هاي بلند مدت و سفيران هدايت ثبت نام مي نمايد.
الف) شرايط عمومي داوطلبان:
1-برخورداري از صلاحيت هاي اعتقادي، اخلاقي واجتماعي.
2-اعتقاد و التزام به ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران.
3-تابعيت جمهوري اسلامي ايران.
4-برخورداري از سلامت جسمي و روحي.
5-موفقيت در آزمون ورودي و مصاحبه.
6-نداشتن منع قانوني از نظر نظام وظيفه.
ب) شرايط اختصاصي دوره بلند مدت:
1-قبولي حداقل سوم راهنمايي با حداكثر سن 18 سال (متولدين سال 1375).
* سنوات تحصيلي بالاتر از سوم راهنمايي و مدت خدمت سربازي به حداكثر سن اضافه مي شود.
* داوطلبان داراي مدرك كارداني و بالاتر، نبايد در زمان ثبت نام، بيش از یک سال از تاريخ فراغت تحصيلي آنان گذشته باشد.
2-تعهد تحصيل تمام وقت حداقل تا پايان سطح يك.
ج) شرايط اختصاصي سفيران هدايت:
1-داشتن مدرك ديپلم با حداكثر سن 22 سال مشروط به داشتن کارت پایان خدمت.
* سنوات تحصيلي بالاتر از ديپلم به حداكثر سن اضافه مي شود.
2-تعهد تحصيل تمام وقت به مدت دوره.
3-تعهد خدمت تبليغي (به مدت سنوات تحصيل) در مناطق مورد نياز.
د) امتیازات:
حافظان حداقل يك ششم قرآن کریم يا نهج البلاغه، خانواده های محترم شهدا، فرزندان جانبازان، آزادگان و داوطلبان مناطق محروم، از امتیاز برخوردارخواهند بود.
ه) حافظان كل قرآن كريم، آزمون كتبي ندارند و قبولي آنان براساس معدل كل آخرين مدرك تحصيلي و مصاحبه مي باشد.
و) ثبـت نام:
1- آخرین مهلت ثبت نام تا 25 اسفند 1392 می باشد.
2- خرید اینترنتی کارت اعتباری ثبت نام با هر یک از کارت های عضوشتاب ممکن
می باشد. لذا نسبت به خرید الکترونیکی کارت اعتباری جهت ثبت نام اقدام
فرمایید.
ز) آزمون:
تاریخ آزمون روز جمعه 29/فروردین/1393 ساعت 9 صبح می باشد. و به صورت كتبي در سه مقطع سيكل، ديپلم و دانشگاهی با موضوعات قرآن، احكام، معارف اسلامي، ادبيات و زبان فارسي ،عربي، رياضي، معلومات عمومي، هوش و استعداد برگزار مي شود.
ح) اعلام نتیجه آزمون:
تاریخ اعلام نتایج روز شنبه 20/اردیبهشت/1393 در مراکز برگزاری آزمون و سایت معاونت آموزش و امورحوزه های علمیه حوزه قابل رؤیت می باشد.
* داوطلبان، جهت دریافت اطلاعات تکمیلی می توانند در ساعات اداری 8 صبح الی 13 عصر با شماره 02532922051 داخلی های 2518 - 2340 - 2242 - 2516 تماس حاصل نمایند.
* داوطلبان، جهت دریافت اطلاعات تکمیلی علاوه بر شماره های ذکر شده در بالا، می توانند با مدیریت های استانی برای دوره بلند مدت، و برای دوره سفیران هدایت با تلفن : 2902940-0253 (داخلی2869) و مستقیم 02532914971 تماس حاصل نمایند.
آیا می دانی انزوا و تنهایی برای نسل جوان یک تهدید جدی است؟
آیا می دانی تنهایی یکی از زمینه های اصلی ابتلای فرد به خود ارضایی است ؟
آیا می دانی سایت های مستهجن اینترنتی زمینه ساز و عوامل تحریک کننده شهوت هستند ؟
آیا میدانی سی دی های مبتذل زمینه ساز و عوامل تحریک کننده شهوت بده و در مواردی نوجوان را به خود ارضایی می کشاند.
آیا میدانی دوستی با جنس مخالف زمینه ساز و تشدید شهوت جنسی است؟
و می دانی معمولا چنین روابطی با تحریک های جنسی همراه بوده و در بعضی مواقع دختر یا پسر ممکن است دست به خود ارضایی بزنند؟
آیا می دانی لباس های تنگ و چسبان تمایلات شهوانی را زیاد می کند؟
و می دانی این پوشش ها باعث افزایش جریان خون در ناحیه کمر و لگن خاصره شده که عاملی برای افزایش میل جنسی خواهد بود؟
آیا می دانی خود ارضایی یک انحراف اخلاقی و آسیب زاست؟
و می دانی و این انحراف اخلاقی وآسیب زا حدودا 36 مورد عارضه به دنبال دارد؟
آیا می دانی لذت نبردن از زندگی زناشویی یکی از عوارض خود ارضایی است؟
آیا می دانی تنظیم خواب یکی از روش های پیشگیری خود ارضایی برای نسل نوجوان است؟
آیا می دانی شب ها زمانی باید به رختخواب رفت که کاملا خسته و آماده خوابید ؟ و اگر به طور کامل خسته نباشد اندیشه های شهوانی او را اذیت می کند چه بسا برای رهایی از این دغدغه به فکر خود ارضایی بیفتد؟
آیا می دانی تنهایی برای نسل نوجوان زمینه ساز وسوسه هاست؟
آیا می دانی فکر گناه زمینه ساز گناه است؟
آیا می دانی همان طور که حواس ظاهری نقش مهمی در تحریک میل جنسی دارند، فکر و خیال پردازی نیز سهم بسزایی در این زمینه به خود اختصاص می دهد ، و زمینه وسوسه و میل به گناه را در شخص ایجاد می کند؟
خود ارضایی از
گناهان کبیره است و همچنین از لحاظ علمی عوارض متعددی را برای شخص مبتلا ایجاد می
کند، (که در ادامه به صورت مفصل اشاره خواهیم کرد) واز جمله انحرافاتی است که خصوصا
نسل نوجوان وجوان را تهدید می کند ، این اختلال رفتاری مانند سایر رفتارها دارای
علل وعواملی است که باید برسی شود.
از
علل و زمینه هایی که در ایجاد این پدیده(خود ارضایی) نقش خاصی دارند می توان اشاره
کرد :
1- انزوا وتنهایی
خود
ارضایی مرض تنهایی نامیده شده است، این مطلب به خوبی نشان می دهد که تنهایی یکی از
زمینه های اصلی ابتلای فرد به خود ارضایی است. در حقیقت تنهایی یعنی در هم شکستن
پیوند های ارتباطی خود با دیگران، البته در بسیاری از خانواده ها این نوع ارتباط
به عنوان فرهنگ مورد قبول واقع شده است، وقتی نوجوان در اتاق خودش و یا در محیط
های دیگرمدت های زیادی خلوت می کند وکسی را نظاره گر خودش نمی بیند، بسیاری از
اوقات وسوسه می شود وبراثر دست ورزی با اندامش ،کم کم لذت هایی را تجربه می کند
ورفته رفته عادت می کند وبا این نوع رفتار به خود ارضایی مبتلا می شود.
پس
والدین باید به این مساىٔل حساس باشند و فرزند خود را تنها نگذارند و رفتارهای او
را به صورت متعادل کنترل کنند ، و در صورت آگاهی از این موضوع او را با بصیرت و
تدبیر و با کمال آرامش از عواقب شوم آن آشناسازند.
2-
دوستان منحرف و ناباب
یکی
از ویژگی های دوره نوجوانی ،تاثیر پذیری والگو گیری از همسالان است.نوجوان
به رفاقت و دوستی با هم سالان خودش اهمیت فراوانی می دهد، و خیلی لذت می برد از
اینکه اوقات زیادی را با دوستانش سپری کند ودر مواردی بدون پرده با او صحبت کند ،
این قانون کلی است که دوستان از لحاظ خلق وخوی همدیگر تاثیر می پذیرند ،البته بعضی
خیلی سریع تاثیر پذیرند و بعضی میزان تاثیر پذیری در آنها کم است.
از
افرادی که به بیراهه کشیده شده اند، و مرتکب کارهای خلاف می گردند،از دوست بد می
نالند وعلت بدبختی و انحراف را رفاقت با دوستان ناباب می دانند.
پیامبر
اکرم(ص) می فرمایند: انسان بر دین دوست خودش است؛(یعنی انسان نه تنها در مساىٔل
دنیوی از دوستانش اثر می پذیرد ، در مساىٔل دینی و اعتقادی هم تحت تاثیر قرار می
گیرد) پس مواظب باشید که با چه کسی دوستی می کنید.
باز
ازمحضر پیامبر اکرم(ص) سخن زیبایی نقل شده است که می فرمایند: بعضی از بهشتیان، که
دوستانشان در جهنم است، می گویند؛ چه بر سر دوست ما آمد، در حالی که خداوند( برای
اینکه قلب این مؤمن را شاد کند ) فرمان می دهد دوستش را از جهنم خارج کنند وبه
بهشت بفرستند، اینحاست که باقی ماندگان در جهنم می گویند : (افسوس که امروز) نه
شفاعت کنند گانی برای ما وجود دارد ونه دوست گرم و پر محبتی.
دوستان
ناباب و منحرف برای مبتلا کردن فرزندان ما به این مشکل اخلاقی و اختلال(خود
ارضایی) بی تاثیر نیستند، وبهتر است تدابیر لازم را در این موارد داشته
باشیم.
3- عوامل تحریک کننده شهوت
امروزه کتاب ها ،و رمان های عشقی و جنسی ، مجلات مختلف،عکس ها و پوستر های تحریک کننده، فیلم های و سی دی های مبتذل و سایت های مستهجن اینترنتی زمینه ساز و عوامل تحریک کننده شهوت هستند که اخلاق و فرهنگ انسانیت را مورد هجوم خود قرار داده اند، وچه بسا قشر عظیمی از نسل جوان ونوجوانان را تهدید می کند.
شخصی که در معرض چنین شرایط منحرف قرار بگیرد ومدیریت صحیحی نداشته باشد به تدریج در مقابل فشارهای ناشی ازآنها توانش را از دست خواهد داد وممکن است گرفتار خود ارضایی شود.
امیر در نامه ای چنین نوشته است:
( متاسفانه از وقتی دانشجو شدم و مجبور شدم از اینترنت زیاد استفاده کنم،به گناه وبلاهای متعددی الوده شدم. شرم دارم از نوشتن این حرف ها؛ ولی مجبورم؛ چون نیاز به کمک دارم و جوانی وعمرم رو به تباهی است....تصاویری را نگاه می کنم که بسیار مهلک هستند، بعد مشاهده این تصاویر تحریک جنسی برایم رخ می دهد ..مجبور به خود ارضایی می شوم .)
4- بیکاری و نداشتن برنامه برای اوقات فراغت
منشاء بسیاری از بیمارهای رفتاری و گناهان و انحرافات ، بیکاری است.خصوصا نوجوان و جوانی که بیکار است و اوقات خودش را به بطالت می گذاراند، در معرض مسایلی است که برای وی به عنوان یک خطر یا تهدید محسوب می شود.در اوقات فراغت ذهن مورد هجوم انواع تفکرات و خیالات وسوسه انگیزشیطانی قرار می گیرد.و کاملا بدیهی است که مسایل جنسی نیز یکی از این وسوسه هاست و احتمال پاسخ غیر شرعی و غیر اخلاقی برای این نیاز ایجاد شود ، که یکی از این راهها مساله خود ارضایی است.
در یکی از شهرهای کوچک ایالت فیلادلفیای آمریکا در خانواده ها قمار آن قدر رایج شده بود که زنها به آن عادت کرده بودند و در خانه ها به صورت بیماری در آمده بود وکاری غیر از این را انجام نمی دادند وهمه از این وضع شکایت داشتند.برای حل مشکل به سراغ واعظ ها رفتند تا آنها با ارشاد و موعظه یک کاری بکنند، منتها از دست آنها نیز کاری بر نیامد.
یک شهردار پیدا شد گفت من این مشکل را حل می کنم؛ این شخص بایک تدبیر خوب کارهای دستی را برای زنان تشویق کرد ومسابقه ای با جوایز عالی برای این کار اختصاص داد، طولی نکشید که زنان از این کارهای ناپسند دست کشیدند.و مشکل به طور کامل حل شد.
والدین و مربیان دلسوز باید به فکر پر کردن اوقات فراغت این نسل نوجوان وجوان باشند تا از عواقب سوء و مشکلات آینده ای که احتمال وقوع آن بیشتر است ،پیشگری شود.
5- چشم چرانی
دستورات
اخلاقی دین طبق مصلحت انسانیت بنا نهاده شده و پایبند بودن به آنها هیچ ضررو زیانی
برای انسان نخواهد داشت ،یکی ازآن مواردی که تاکید زیادی شده مسىٔله نگاه به
نامحرم است که باید جدی بگیرم ،امام علی (ع) می فرمایند: دل انسان کتاب دیدگان
اوست.1 یعنی هر آنچه چشم بیند بر صفحه دل نوشته می شود
درواقع چشم انسان دروازه ورود تصورات و اندیشه ها به ذهن اوست. چشم چرانی و نگاه
به نامحرم بسیاری اوقات در یک لحظه اتفاق می افتد ولی اثرات زیان باری بر فکر و
ذهن نوجوان می گذارد که ممکن است تا مدت ها ادمه یابد.
امام
صادق (ع): نگاه به نامحرم تیر مسمومی از تیرهای شیطان است(که بر روح و قلب
انسان می نشیند و آن را زهر آلود می کند)و چه بسا نگاهی کوتاه که حسرتی طولانی
برجا می گذارد2
در روایتی دیگراز امام صادق (ع ) نقل شده که می فرمایند: نگاه حرام به نا محرم، تخم شهوت را در قلب می کارد..3 گرفتاری بسیاری از نسل نوجوان وجوان به بیماری خود ارضایی به خاطر همین نگاه های آلوده است.
6-
دوستی با جنس مخالف
رفاقت
با جنس مخالف یکی از انحرافات اخلاقی است که امروزه دامنگیر برخی شده است.روابط
بین دختر وپسر نامحرم چه به صورت حضوری باشد یا به صورت های دیگر(تلفنی
وپیامکی،...) روابط معقول و صحیحی نیست چون کاملا مشخص است که نتیجه این روابط جز
ازدیاد شهوت وفساد چیز دیگری نیست .
معمولا
چنین روابطی با تحریک های جنسی همراه است که در بعضی مواقع دختر یا پسر ممکن است
دست به خود ارضایی بزنند.
(آرش
هیجده ساله ای در نامه اش چنین می نویسد:
از
همون سن بلوغ با شهوت آشنا شدم .مدتی بعد یه دوست دخترپیدا کردم ،در ارتباطم با
اون ، هیچ خیانتی به او نکردم؛ ولی از همون زمان خودم گرفتار خود ارضایی
شدم. هر وقت از او جدا می شدم،تصویر او صحبت های که گاهی در مورد مسایل جنسی رد
وبدل می شد ، فوق العاده تحریک جنسی می شدم ،و در اثر همین فشار جنسی دست به خود
ارضایی می زدم .
7- اضطراب و نگرانی
دغدغه
های آینده و نگرانی ها و اضطرابی که خصوصا در دوره نوجوانی و جوانی شخص با آن روبرو است (مثلا آینده
شغلی ،درسی، نگرا ن از سلامت جسمی،یا مسله ازدواج و...) مواردی هستند که این نسل
را با فشار روحی روانی در گیر می کند، بعضی ها به خاطر عدم توانایی درحل
مشکلات و یافتن راه حل مناسب مجبور به انتخاب مسیر اشتباه (مثل خود ارضایی ) می
شوند.البته با این طرز تفکر که به آرامش برسند غافل از این که چه قدرعواقب سوء
ومشکلات روحی روانی دیگروشدیدتر از آن را برای خودشان رقم می زنند.
دختری
نوجوان چنین نوشته است:
مدتی
است وقتی دچار اضطراب شدیدی می شوم نا خود آگاه به استمنا روی می آورم .
8- بلوغ زود رس
بلوغ
جنسی و بلوغ روانی وبلوغ اقتصادی سه فاز مهمی هستند که در مسیر زندگی انسانها قرار
می گیرد وکنار گرفتن این سه مورد در کنار هم یک شرایط خوب ومناسب برای تشکیل
زندگی است، منتها با توجه به این که فاصله این سه بلوغ با همدیگر فرق دارند، در
مواردی با روبرو شدن نسل نوجوان با بلوغ جنسی زود رس آنها را دچار بحران می سازد،
در حقیقت این طیف تا رسیدن به مرحله ازدواج باید صبر کنند واین شیوه به نفع
آنهاست ،اما برخی به طرز غلط و منحرف رو به خود ارضایی می آورند.
9- لباس
نامناسب
لباس
های تنگ و چسبان، به ویژه در ابتدای بلوغ باعث افزایش جریان خون در ناحیه کمر و
لگن خاصره شده،افزایش جریان خون در این نواحی، باعث تحریک آلت تناسلی و افزایش
تمایلات شهوانی درنوجوان می شود. همچنین لباس های زیر بسیار زبر باعث تحریک میل
جنسی می شوند.تحریک تمایلات جنسی نیز، زمینه ساز ابتلای نوجوان به خود ارضایی می
شود.
آسیب
ها و عوارض خود ارضایی
خود
ارضایی(استمناء) عملی غیر طبیعی و نوعی انحراف در مسیر ارضای میل جنسی است . این
انحراف علاوه بر اینکه گناه کبیره است و خدای متعال وعده عذاب داده
است از اىٔمّه اطهار(علیهم اسلام) به ترک این عمل سفارش شده است ، پیامبر
اکرم(ص) می فرمایند: کسی که خود ارضایی کند (پسر باشد یا دختر) مورد لعنت ونفرین است ..
آسیب ها و عوارضی که شخص مبتلا را تهدید می کند، عبارت است از:
1- گود شدن چشم و سیاهی دور آن
2- مشکلات بینایی مثل سیاهی رفتن چشم ،ضعف بینانی و...
3- وزوز گوش
4- کم پشت شدن، نازک شدن وریزش مو
5- درد در ناحیه اندام تناسلی و کمر
6- ضعف میل جنسی
7- انزال زود رس
8- خروج غیر ارادی منی
9- آمدن منی به صورت قطره قطره بعد از ادرار
10- قوز کمر
11- لاغری و ضعف قوای جسمانی
12- خستگی،کوفتگی،سستی و کرختی
13- اختلالات خواب،(بی خوابی و بد خوابی)
14- مشکل در دفع ادرار وتکرار ادرار
15- لرزش دست وپاو لرزش سر
16- کم خونی
17- رنگ پریدگی
18- درد مفاصل پا
19- بی نظمی در عادت ماهیانه
20- احساس ناامیدی در زندگی
21- فکر خود کشی
22- وسواس در طهارت
23- ضعف شدن اراده
24- ضعف اعصاب
25- بی علاقگی به درس
26- عدم تمرکز حواس هنگام درس خواندن و مطالعه
27- افت تحصیلی
28- استرس و اضطراب
29- بد رفتاری و پرخاشگری با دیگران
30- افسردگی و گوشه گیری
31- بی علاقگی به عبادات
32- راه یافتن افکار پلید به ذهن
33- زود رنجی و عصبی شدن
34- لذت نبردن از زندگی زناشویی
35- ضعف حافظه و حواس پرتی و فراموشی
36- تبدیل شدن این به یک عادت و...
از
این موارد ذکر شده بعضی خیلی عمومی هستند از جمله: انزال زود رس،ضعف بینایی،لاغری
و ضعف قوای جسمانی،تبدیل شدن به یک عادت،افسردگی،ضعف حافظه،خستگی و کوفتگی،افت
تحصیلی،لرزش دست وپا،ضعف اراده،کمر درد،ریزش موها ،عصبی شدن.
برای
اثبات این آسیب ها از نقل قول افرادی که مبتلا شده اند اشاره داشته باشیم:
- نسبت
به نوجوانان هم سن وسال خودم قوی تر و قدرتمند تر بودم، ولی اکنون بسیار ضعیف شده
ام و قوای جسمانی خودم را از دست داده ام، همیشه احساس خستگی و کوفتگی دارم.
- پسری
23 ساله هستم. فارغ التحصیل مکانیک. هزاران بار استمناء کرده ام و به
همه چیز شباهت دارم الا به آدم... از همه چیز بدم می آید. دیوانه محض هستم،و به
تمام امراض مبتلا شده ام،برای نجس نشدن لباس هایم باید همیشه کیسه فریزر به خودم
ببندم،همیشه جنب هستم...بدنم لاغر وضعیف شده رنگم پریده ...از هر چیزی می ترسم امید و آینده
برام بی معنی است..
روش
های پیشگیری خود ارضایی در نسل نوجوان
معمولا
پیشگیری مقدم بر درمان است،و به عبارت دیگر راحت تر از درمان است چون بعضی موارد
پیش می آید که درمان امکان پذیر نیست مثلا بیماری ایدز درمان ندارد.حال با عقل و
تفکر به راحتی می توان گفت که پیشگیری خیلی با ارزش است و بهترین راه مقابله با
مشکلات است و اصولی است که همه باید به آن ملزم باشند.
در
این قسمت برای نسل نوجوانی که خطر ابتلا به خود ارضایی در آنها زیاد هست و
به عنوان تهدید روحی روانی و جسمانی او را درگیر می کند ، لذا شایسته است از موارد
پیشگیری مطالبی را مطرح کنیم.
روش های درمان و رهایی از خودارضایی
1-
ورزش
نوجوان
آتشفانی از انرژی و نوجوانی، دوره فعالیت و جنب و جوش است.اگر این انرژی و پتانسیل
به طور صحیح مدیرت نشود،مشکلاتی را برای نسل نوجوان ایجاد می کند که یکی از آنها
خود ارضایی است.ورزش نه تنها به عنوان عاملی بهتر برای رشد و سلامتی است در جای
خودش برای تقویت اراده هم خیلی روش مناسبی است.و همچنین نشاط روحی و روانی رابه
همراه دارد.ورزش باعث دفع انرژی زاید بدن و تعدیل قوای جنسی می شود.
2-
تنظیم خواب
خواب
و استراحت اگر به اندازه کافی باشد، باعث آرامش جسمی و روانی فرد می شود و در
سلامت وی و جلوگیری از انحرافات اخلاقی نقش مهمی ایفا می کند.
امام
علی (ع): به درستی که خواب،سبب تسلط قوای ذهنی و استواری و قوت بدن است.
به
منظور پیشگیری از خود ارضایی ،بهتر است نوجوان در تنطیم برنامه خوابش به راهکارها
وتکنیک های زیر توجه نماید و تا جایی که می تواند آنها را اجرا کند:
1- شب ها زمانی به ر ختخواب برود که کامل خسته و آماده خواب
است،اگر به طور کامل خسته نباشد اندیشه های شهوانی او را اذیت می کند چه بسا برای
رهایی از این دغدغه به فکر خود ارضایی باشد.
2- اگر ممکن است قبل خواب برای کمی ورزش کند تا با تخیله انرژی
زاید خیلی راحت بخوابد.
3- صبح ها که از خواب که بیدار شد سریع از رختخواب بیرون
بیاید و در حال بیداری در رختخواب نماند.(چون امکان
وسوسه بیشتر است(
4- هیچ گاه به همراه فرد دیگر ی در یک رختخواب و یا زیر یک لحاف
نخوابد.
5- اگر در خوابگاه های دانش آموزی به سر می برد،لازم است قبل خواب
از شوخی های کلامی و بدنی اجتناب شود.
6- دمای اتاق خیلی گرم نباشد.
7- قسمت اصلی خواب در شب باشد، خواب روزانه به هیچ وجه جای خواب
شبانه را نمی گیرد.
8- سعی کند که به پشت بخوابد.وهیچ وقت بر روی شکم نخوابد.
9- بی خوابی که ناشی از بیماری است به پزشک مراجعه کند.
10- از رختخواب خیلی
نرم استفاده نکند.
11- حتما قبل خواب به دستشویی برود و مثانه خود را خالی کند.
12- همیشه سر و دست ها از زیر پتو یا لحاف بیرون باشد.
13- از خوابیدن با لباس بسیار نرم یا برهنه یا نیمه برهنه جدا خود
داری کند.
3- تنظیم
برنامه غذایی
خوردن
زیاد برخی غذا ها در سنین نوجوانی ، شهوات و قوای جنسی را تشدید می کند، و مشکل
ساز خواهد شد، لذا لازم است برای این کار از یک برنامه غذایی منظم استفاده کند ، مواردی
که بهتر است رعایت شود عبارتند از:
1- حتی المقدور سعی شود غذای شب، سبک و زود هضم باشد و در ابتدای
شب صرف شود،(
یعنی بین شام و خواب فاصله باشد(
2- شب ها، از غذا هایی که مثانه را پر می کنند، کمتر استفاده شود.
3- تا جایی که می شود از غذا های دارای طبیعت گرم ، که تحریک کننده
شهوت هستند استفاده نشود و یا کمتر استفاده کند.
4- از غذاهایی که در طول شب انسان را تشنه می کنند، کمتر استفاده
شود.
5- از نوشیدن قهوه، نسگافه،چای زیاد و خورنی ها و نوشیدنی های که
خواب را مختل می کنند،پرهیز شود.
6- از پرخوری و پر کردن معده پرهیز شود.(پر
خوری زمینه ساز تحریک شهوت است(
4-
فرار از تنهایی
تنهایی
یک تهدید جدی است که نسل نوجوان را تهدید می کند ، ودر حقیقت زمینه ای مساعد برای
رشد افکارو وسوسه های شیطانی است.لذا شایسته است که در یک اتاق خالی کار
هایش را انجام ندهد.
5-
قطع ارتباط با دوستان منحرف
انسان
موجودی است اجتماعی و طبیعت و خوی او ایجاب می کند که با دوستانش ارتباط خوشی داشته
باشد، فلذا در مسیر زندگی با کسانی که اهل انحراف و فساد هستند باید جرات
دوری کردن و نه گفتن را ،برای این طیف از افراد داشته باشد.چرا که این افراد
زمینه ساز انحرافات اخلاقی هستند.
6-
پرهیز از عوامل تحریک کننده
دیدن
عکس ها یا صحنه های مستهجن به هر شکلی که باشد برای فرد نوجوان یک سم مهلک و مخربی
است که تاثیرات منفی را برای او ایجاد می کند، حتی به مرحله اعتیاد تماشای این
صحنه ها می کشاند.شخص برای خاموش کردن شعله شهوت میل جنسی دنبال چاره می افتد که
متاسفانه شاید راه خود ارضایی را ترجیح دهد.علاوه بر موارد ذکر شده دوستی و ارتباط
با جنس مخالف و خواندن نوشته های مهیج جنسی نیز در تشدید شهوت میل جنسی مؤثر هستند.
به
طور کلی می توان گفت: نوجوان برای جلوگیری از طغیان شهوتش ، باید جلوی مقدمات آن
را بگیرد و کارهایی که باعث تحریک شهوت هستند ترک کند. درست مثل کسی که
انباری پر از چوب یا کاغذ دارد. برای جلو گیری از آتش سوزی و ایجاد خطر، به او
توصیه می شود نکات ایمنی را رعایت کند، به عنوان مثال برای گرم کردن فضای انبارش
از نفت یا بنزین استفاده نکند و یا در آنجا سیگارش را در آنجا خاموش نکند...
7-
کنترل نگاه
چشم
چرانی و نگاههای شهوت آمیز به نامحرم و حتی به محارم از عوامل تحریک کننده میل
جنسی در افراد است.کنترل نگاه زمینه ساز بسیار خوب و عالی است که شخص از گناه و
فساد در امان بماند، حتی در قرآن به این مطلب اشاره شده و دستور داده که نگاه را
کنترل کنید و به نامحرم خیره نشوید 1.کنترل نگاه هم شامل جنس مرد و
جنس زنان است.
کنترل
چشم و نگاه علاوه بر اینکه از طغیان جنسی جلو گیری می کند فایده های دیگری از جمله
برخورداری از آرامش فکری، اعتماد دیگران به فرد، و چشیدن لذت ایمان و عبادت را به
همراه دارد.
8-
کنترل خیال
همان
طور که حواس ظاهری نقش مهمی در تحریک میل جنسی دارند، فکر و خیال پردازی نیز سهم
بسزایی در این زمینه به خود اختصاص می دهد.بعضی ها داىٔما در فکر صحنه های غیر
اخلاقی هستند و آنها را به نوعی در خواب و بیداری تجسم می کنند و همین کار خودش
خطری است که برای فرد نوجوان بعدا مشکل آفرین خواهد شد. امام علی (ع) می فرمایند:
هر کس زیاد به فکر گناهان باشد، عاقبت به سمت گناه کشیده می شود.
حضرت عیسی(ع) هم در کلامی دلنشین
گناه را به آتش و فکر گناه را به دود آن تشبیه کرده است.
کنترل
خیال با مشغول کردن ذهن به چیز های خوب و فعالیت کاری و علمی و همچنین با پر کردن
اوقات فراغت تا حدودی از خیالات و وسوسه های آن می توان نجات یافت.فراموش نکنیم که
انسان موجودی است مختار و با اراده و همت عالی هر جیزی شدنی است و به راحتی می
توان قوه خیال را کنترل کرد.
احکام مرتبط با خودارضایی
استمنا چیست؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید:
«استمنا»
آن است که انسان با خود یا دیگری کاری کند که از او منی بیرون آید. انجام دادن آن
حرام است و در صورت خروج منی، غسل جنابت واجب می شود.
حرمت
خودارضایی
آیا
خودارضایی در صورتی که به حد خروج منی نرسد، باز هم حرام است؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، بهجت، مکارم (به جز تبریزی، سیستانی و وحید): آری،
حرام است، ولی غسل بر او واجب نمی شود.
تبریزی،
سیستانی و وحید: بنا بر احتیاط واجب حرام است، ولی غسل بر او واجب نمی شود.
استمنا
در شرایط خاص
برخی
از روان شناسان استمنا را در شرایطی که امکان حفظ تعادل روحی سالم وجود ندارد،
توصیه می کنند، نظر مراجع چیست؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: استمنا در هر
شرایطی حرام است، مگر در جایی که برای معالجه و درمان بوده و درمان آن نیز تنها
منحصر به استمنا باشد(مثلا نمونه گیری برای آزمایش)
حرمت
استمنا
کسی
که شرایط ازدواج برایش فراهم نیست و از نظر غریزه جنسی در سختی به سر می برد آیا
می تواند استمنا کند؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: خیر، استمنا در
هیچ شرایطی جایز نیست.
استمنا
و آزمایشگاه
برای
تشخیص اینکه مرد قادر به بچه دار شدن هست، آیا می توان استمنا کند تا آزمایش های
پزشکی بر روی منی او انجام شود؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: خیر، این کار
جایز نیست؛ مگر آنکه ضرورتی ایجاب کند.
تبصره-
چنانچه
در موردی، ضرورت ایجاب نماید که شخص استمنا کند؛ در صورتی که همسر دارد؛ واجب است
این عمل را به وسیله او انجام دهد (نه با اعضا و جوارح خود(
کفاره
استمنا
آیا
استمنا کفاره دارد؟ کفاره آن چیست؟
مراجع
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: خیر، کفاره
ندارد، ولی باید توبه کند و از این کار دست بردارد.
استمنا
با همسر
شخصی
به قصد اینکه از همسرش منی خارج شود، او را با دست تحریک می کند؛ آیا این کار از
نظر شرعی جایز است؟
مراجع
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: آری، استمنا به
وسیله بدن همسر جایز است.
تصاویر
تحریک کننده
آبی
که هنگام خواندن مطالب مهیج و یا دیدن تصاویر محرک از انسان خارج می شود چه حکمی
دارد؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: اگر یقین کند که
منی است یا نشانه های منی را داشته باشد غسل واجب می شود و در صورت شک، آن رطوبت
پاک است و غسل ندارد.
جلوگیری
منی
آیا
بر کسی که خودارضایی می کند؛ ولی نمی گذارد منی خارج شود غسل واجب است؟
آیات
عظام خامنه ای، صافی، فاضل، تبریزی، بهجت، مکارم، سیستانی و وحید: خیر، تا از او
منی خارج نشود، غسل واجب نیست.
گردآوری و تحقیق : حیدر یوسفی نژاد
از ماجرای ازدواج حضرت علیعلیهالسلام و حضرت فاطمهعلیهماالسلام نکات بسیار جالبی را میآموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ی ذهنهای کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها میافتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگینتر میشود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را میگیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی میکشاند، و بر فساد و نابسامانیهای روانی و مشکلات اخلاقی میافزاید.
درسهائی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام میگیریم از این قرار است:
1- کفو و همتا بودن:
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با
هم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل
آنان از یکدیگر امکانپذیر است.
برخی تصور میکنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمانها، خواستها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهیهای علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی است.
اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیهالسلام خرسند میشدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه علیهماالسلام نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه علیهماالسلام و پیامبرصلیالله علیه وآله به این وصلتها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه علیهماالسلام و روح والای او بود که زیباییها و شکوه معنوی حضرت علیعلیهالسلام را درک میکرد . در این مورد پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله فرمودند: اگر خدا علی را نمیآفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت.
2- خواستگاری بدون واسطه
خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علیعلیهالسلام
شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه علیهماالسلام از پیامبر صلیالله علیه وآله
اقدام نمود.
3- شرط اول : رضایت دختر
پیامبر گرامی صلیالله علیه وآله بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.
4- قناعت
در تهیه جهیزیه به ضروریترین و ابتدائیترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده
شد، از سیرت پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله میآموزیم که بایستی در الگوی
مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن
قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و
آن ندهیم.
مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلیالله علیه وآله رهبر بینظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنیهاشم یعنی اصیلترین و شریفترین تیرههای عرب به حساب نمیآمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه علیهماالسلام ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه وآله نمیتوانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟
پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم الشأن اسلام صلیالله علیه وآله و خاندانش بر ساده زیستی استوار است .
متأسفانه در برخی خانوادهها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بینالمللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشمهای ظاهربین را خیره میکند.
5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب علیهالسلام شهسوار اسلام و محبوبترین مردان و
نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد:
ابن شهر آشوب در مناقب نقل میکند: که حضرت علیعلیهالسلام نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که:
ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهای خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد، همین .
شهادت مظلومانه حضرت امام محمدبن علی التقی الجواد (علیه السلام) ، تسلیت باد .
قالَ الإمام الجواد - عليه السلام:
التَّوْبَةُ عَلي أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.
توبه بر چهار پایه
استوار است
1- پشیمانى درونى
2- استغفار زبانى
3- استغفار عملى
4- تصمیم جدّى بر عدم بازگشت به گناه.
شرح و تفسیر
برداشت غالب مردم از توبه
نادرست است و لذا آثار آن هم در توبههاى فردى و اجتماعى كم است.
توضیح این كه ساختمان عظیم
توبه بر روى یكى دو پایه بنا نمىشود، بلكه باید اركان چهارگانه آن مراعات گردد.
با توجّه به این مقدّمه كوتاه، به شرح اصول چهارگانه توبه مىپردازیم:
ركن اوّل: نخستین قدم توبه پشیمانى درونى است، حقیقتاً در درون قلب
و روح و جان تائب تحوّل و انقلابى رخ دهد و از گناهى كه مرتكب شده تنفّر پیدا كند
و پشیمان گردد.
ركن دوم: هر چند پشیمانى درونى اوّلین گام توبه است، ولى تنها
ركنآن نیست. بدین جهت باید این تحوّل و انقلابى كه در درون او پیدا شده در سایر
اعضاء بدنش نیز اثر بگذارد و به وسیله زبان، كه ترجمان قلب است، آشكار گردد. زبان
هم به دنبال قلب از گناه توبه كند و استغفار گوید.
بنابراین هماهنگى قلب و
زبان در تنفّر از گناه، دو ستون از ستونهاى چهارگانه توبه است.
ركن سوم: این است كه این حالت ندامت و پشیمانى از زبان به سایر
اعضا هم منتقل شود و آنها را به عكس العمل وادارد، تا انسان براى جبران گذشته
كارى انجام دهد. اعضاء انسان در این مرحله سه كار مىتواند انجام
دهد، تا نهال نوپاى توبه استحكام یابد و بارور گردد:
الف) حق و حقوق مردم كه بر اثر گناهان پایمال شده را جبران
كند؛ اگر غیبتى كرده، حلّیت بطلبد. اگر قلب مؤمنى را شكسته جبران كند. اگر مال
مردم را تلف كرده، جبران نماید. خلاصه هر حقّى از هر شخصى بر عهده اوست ادا كند.
ب) حقوق
خداوند را نیز ادا كند؛ اگر عبادتى را ترك كرده انجام دهد.اگر ترك آن عبادت قضا و
كفّارهاى دارد بجا آورد. و این امور را به پس از مرگ موكول نكند!
ج) بدىها و
خطاها و گناهان گذشته را با خوبىها و عبادات جبران نماید. شاهد بر این مرحله از
توبه جمله «الّا الَّذینَ تابُوا وَ اصْلَحُوا»؛ «مگر كسانى كه توبه كردند و (به
دنبال آن) خود را اصلاح نمودند». مىباشد، كه در آیات متعدّدى از قرآن مجید آمده
است. گناه مثل بیمارى است و اگر گناه كبیره باشد همانند بیمارىهاى سخت است، شخصى
كه مبتلى به بیمارى سختى مىگردد و پس از معالجه و مداوا از بستر برمىخیزد،
قواى او تحلیل رفته، چشمها
گودافتاده، لاغر شده و توانایى لازم ندارد.
باید علاوه بر معالجه و
درمان، تقویت شود تا نیروى خویش را بازیابد.
گناه نیز ایمان و فضایل
انسانى را تضعیف مىكند، پس از توبه باید آن فضایل تضعیف شده را با كارهاى صالح و
شایسته تقویت نمود.
ركن چهارم: تصمیم به ترك گناه در آینده، یعنى توبه راه را به انسان
تا آخر عمر نشان دهد. نتیجه این كه توبه طبق فرمایش امام على علیه السلام یك تحوّل
كامل ایجاد مىكند و تنها تعلّق به زبان ندارد. در مورد جامعه هم چنین است، جامعه
گناه زده پس از توبه باید این مراحل چهارگانه را طى كند.
زندگاني عبدالعظيم حسني (عليه السلام)
عبدالعظيم بن عبداللّه بن علي بن حسن بن زيد بن حسن بن علي بن ابي طالب (عليه السلام)، صاحب كتاب «خطب اميرالمؤمنين» و «اليوم و الليله» مشهور به حضرت عبدالعظيم و شاه عبدالعظيم، از سادات حسني و از بزگان اين خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راويان موثق است.به موجب روايتي كه امام هادي (عليه السلام) در باب فضيلت زيارت او آورده اند، روشن مي شود كه پيش از شهادت اين امام بزرگوار (254 ه. ق) درگذشته است، و مي توان گفت در آغاز دهه ششم از سده سوم هجري و در خلافت «المعتز» زندگاني را بدرود گفته است.مؤ لف كتاب «جنه النعيم» با آنكه نام زوجه آن جناب را هم نوشته1 متعرض تاريخ ولادت، سن و سال دقيق رحلت او نشده و تنها مي نويسد:«پس بايد وفات حضرت عبدالعظيم، اوايل 250 هجري، چند سال قبل از شهادت حضرت امام علي النقي (عليه السلام) باشد.»2از امامان بزرگوار، با امام جواد، امام هادي و امام عسكري (عليهم السلام) معاصر بوده است. امّا آيا محضر حضرت امام علي بن موسي (عليه السلام) را هم درك كرده و حديثي شنيده است؟
قيام قائم (عليه السّلام)عن عبدالعظيم الحسني(رضي عنه اللّه) قال: قلت لمحمّد بن علي بن موسي(عليهم السّلام): يا مولاي انّي لارجو ان تكون القائم من اهل بيت محمّد الذي يملا الارض قسطاً وعدلاً كما ملئت ظلماً وجوراً.فقال(عليه السلام): مامنّا الاّ قائم بأمر اللّه. و هاد اِلي دين اللّه ولكن القائم الذي يطهّر اللّه به الارض من اهل الكفر والجحود ويملا الارض قسطاً وعدلاً هو الذي يخفي علي النّاس ولادته، و يغيب عنهم شخصه، و يحرم عليهم تسميته، و هو سميُّ رسول اللّه و كنيّه، و هو الذي تطوي له الارض ويذلّ له كلّ صعب، يجتمع اليه من اصحابه عدّه اهل بدر: ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلاً من اقاصي الارض و ذل قول اللّه: (اَينَ مَا تَكُونُوا يَأتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً اِن اللّهَ عَلَي كُلٍّ شَيءٍ قَدِيرٌ)32 فاِذا اجتمعت له هذه العدّد من اهل الاخلاص اظهر اللّه امره، فاذا كمل له العقد و هو: عشره آلاف رجل خرج باِذن اللّه، فلايزال يقتل اعداء اللّه حتّي يرضي عزّوجلّ.قال عبدالعظيم: فقلت له: يا سيّدي! فكيف يعلم انّ اللّه قد رضي؟قال: يلقي في قلبه الرحمه، فاًذا دخل المدينه اءخرج اللات والعزّي فأحرقهما.33
عبدالعظيم حسني گفت: به حضرت جواد عرض كردم: من اميدوارم كه آن «قائم » كه زمين را پر از عدل و داد كند پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد از خاندان حضرت رسول اللّه، شما باشي.حضرت فرمود: اي ابوالقاسم! ما اهل بيت همه قائم به امر خداونديم و راهنماي دين او هستيم، ليكن آن قائم كه خداوند به وسيله او جهان را از كفر و آلودگي و ظلم و جنايت پاك خواهد كرد، و جهان را پر از عدل و داد مي نمايد، كسي است كه ولادت او از انظار مخفي مي ماند و شخص او از مردم پنهان مي شود، و بردن نام او بر مردم حرام مي گردد، آن حضرت با پيغمبر هم نام و هم كنيه است، وي آن شخصي است كه زمين از براي او در هم پيچيده مي گردد و هر دشواري برايش آسان مي شود، ياران وي كه به اندازه اصحاب بدر هستند در هر كجاي دنيا باشند پيرامونش جمع مي شوند، و تفسير آيه ي شريفه ي (اَين َما تَكُونُوا يَأتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً اِن اَللّهَ عَلَي كُلٍّ شَي ءٍ قَدِيرٌ) در هر جايي كه باشيد خداوند همه شما را جمع مي كند و پروردگار به همه چيز توانا است ناظر به اين معني است، هر گاه اين عده كه از اهل اخلاص اند اجتماعي كنند، خداوند امر او را اظهار خواهد نمود، وقتي كه لشکريان آن حضرت كه ده هزار نفرند بهم بپيوندند در اين هنگام به فرمان و اذن پروردگار ظهور خواهد نمود، و دشمنان خداوند را خواهد كشت تا از وي راضي گردد.عبدالعظيم حسني گويد: عرض كردم: آن بزرگوار از كجا مي داند كه خدا از وي راضي شده است؟فرمود: در دل وي رحمت و عاطفه اي پيدا مي شود كه حاكي از رضايت خداوند است و هرگاه داخل مدينه شود، لات و عزّي را از قبر بيرون مي كند و مي سوزاند.
سنگ باران كردن شيطان در زمان ظهور
حدّثنا محمّد بن احمد الشيباني (رضي عنه الله) قال: حدّثنا محمّد بن ابي
عبداللّه الكوفي قال: حدّثنا سهل بن زياد، عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني
قال: سمعت ابا الحسن علي بن محمّد العسكري(عليهم السّلام) يقول: معني
الرجيم انّه مرجوم باللعن، مطرود من مواضع الخير، لا يذكره مؤمن اِلاّ
لعنه، و انّ في علم اللّه السابق انّه اِذا خرج القائم (عليه السّلام)
لايبقي مؤمن في زمانه اِلاّ رجمه بالحجاره كما كان قبل ذلك مرجرماً
باللعن34.از عبدالعظيم حسني (عليه السّلام) رسيده است كه گفت از حضرت
هادي (عليه السّلام) شنيدم كه مي فرمود: مقصود از «رجيم» از رحمت و آمرزش
دور شدن و از درگاه خداوند رانده گرديدن، و از منبع فيض طرد شدن است، هيچ
مؤ مني او را به ياد نمي آورد مگر بالعن و نفرت، و از علم خداوند گذشته كه
هرگاه ولي عصر ظهور نمايد همه مؤمنين زمان آن حضرت، شيطان را سنگ باران
خواهند كرد، همان طور كه پيش از او با لعن و نفرين رانده شده بود.
1) آنچه که از متون اسلامی بر می آید تاکید بر این مساله دارد که منتظر واقعی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می بایست ابتدا رابطه خود را با خدای خویش اصلاح کند. آنچنان که امیرالمومنین علی علیه السّلام می فرماید: مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ [1]. یعنی کسی که بین خود و خدای خود را اصلاح کند ، خداوند سبحان بین او و مردم را اصلاح می کند.
- نخستین برداشتی که از این کلام نورانی دریافت می شود این است که ریشه و اساس تمام اصلاحات اجتماعی و سیاسی، اصلاح نفس خویش است. فرد در سایه ارتباط با خدا و اصلاح رابطه خود با خدا به اصلاح نفس خویش می پردازد. یعنی من به عنوان منتظری که مشتاق ظهور حضرت در جامعه هستم، اگر در پی آن هستم که شرایط ظهور ایشان را در جامعه فراهم کنم ، ابتدا و پیش از هر اقدامی می بایست از خودم و اصلاح نفسم آغاز کنم.
- تعبیر دیگری که از این کلام علوی استفاده می شود آن است که اگر رابطه مردم با یکدیگر بر اساس دروغ ، حقه بازی، نفاق و چاپلوسی ، ریا و خیانت و ظلم باشد، باید فهمید که رابطه مردم با خداوند ، رابطه خوبی نیست.
2) دیگر وظیفه ای که بر عهده مومنین است، انتظار است. چرا که در روایات کثیری بدان اشاره شده است و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در باب اهمیت آن فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است[2].
درکلام دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که خوشا به حال پیروان قائم ما ، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او . آنها اولیا خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی[3].
طبعا چنین برداشتی از انتظار که بی تحرکی ، سستی ، خمودگی و نهایتا دامن زدن به جهل را تبلیغ می کند در تضاد با اندیشه ظهور در جامعه اسلامی است. نگاه یک منتظر به انتظار می بایست یک نگاه عملی باشد. منتظر ظهور می بایست در جهت نیل به مقصود خویش، در خودش برای ادای تکلیف فردی و اجتماعی خویش آمادگی ایجاد کند و ضمن نارضایتی از وضع موجود به وضع بهتر امید داشته باشد. چنین انتظاری سازنده ، نگهدارنده ، تعهد آور، نیروبخش و تحرک آفرین است و به گونه ایست که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی به شمار رود
از مجموع این روایات هم وجوب و ضرورت انتظار استفاده می شود و هم فضیلت و ارزشمندی آن. اما مساله ای که خواننده را به تفکر وا می دارد آن است که منظور از انتظار چیست؟ آیا وظیفه ما به عنوان یک منتظر آن است که دست روی دست بگذاریم و به تکالیف و وظایفی که خدا (چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی) نهاده عمل نکنیم و به شیوع و ترویج فساد و گناه راضی باشیم، بلکه بالاتر از آن به فساد و گناه دامن بزنیم با این توجیه که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شرایطی ظهور می کنند که جهان لبریز از ظلم و فساد شود؟ با هر نوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه از در مخالفت بر آییم با این بهانه که مقابله با ظلم و جور و فساد تنها بر عهده اوست و بس![4] این، همان گونه تلقی از انتظار است که به تعبیر شهید مطهری ویرانگر، بازدارنده و فلج کننده است. این برداشت که صرفا ماهیت انفجاری دارد فقط و فقط از گسترش و رواج ظلم ها، تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود. یعنی زمانی که حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد باطل یکه تاز میدان می گردد. در این شرایط فرد صالحی در جهان یافت نمی شود و این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت (ونه اهل حقیقت. زیرا حقیقت طرفداری ندارد) بیرون می آید. در این نوع نگاه هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود.پس بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد است. این جاست که گناه به تعبیر شهید مطهری هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجوئیست و هم کمک به انقلاب مقدس نهائی و اینجاست که این بیت نشاط اصفهانی مصداق حقیقی خود را می یابد:
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد [5]
درکلام دیگری از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که خوشا به حال پیروان قائم ما ، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او . آنها اولیا خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی
طبعا چنین برداشتی از انتظار که بی تحرکی، سستی، خمودگی و نهایتا دامن زدن به جهل را تبلیغ می کند در تضاد با اندیشه ظهور در جامعه اسلامی است. نگاه یک منتظر به انتظار می بایست یک نگاه عملی (و نه صرفا یک حالت روحی و روانی یا خیالی و توهمی) باشد. منتظر ظهور می بایست در جهت نیل به مقصود خویش، در خودش برای ادای تکلیف فردی و اجتماعی خویش آمادگی ایجاد کند و ضمن نارضایتی از وضع موجود به وضع بهتر امید داشته باشد[6]. چنین انتظاری سازنده ، نگهدارنده ، تعهد آور، نیروبخش و تحرک آفرین است و به گونه ایست که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی به شمار رود. از آیات قرآن کریم استفاده می شود که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حلقه ایست از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل که نهایتا منجر به پیروزی اهل حق می شود و این خود نیازمند آن است که شخص منتظر عملا در گروه اهل حق باشد. همچنین بر خلاف نگرش پیشین که فرد منتظر، انتظار پر شدن زمین از فساد و باقی نماندن حتی یک فرد صالح را می کشد، در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق می شوند. بدیهی است که این گروه به یکباره خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند.معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه های مناسبی وجود دارد که چنین گروه زبده ای را پرورش می دهد[7].
پی نوشت:
1 . نهج البلاغه،حکمت 89.
2 . صافی گلپایگانی، محمد جواد، منتخب الاثر، قم، موسسه السیده المعصومه، 1377، ص. 496.
3 . ابن بابویه، محمد ابن علی، کمال الدین، تهران، اسلامیه، 1377، ص. 377، ح1.
4 . قاسمی منفرد، مهدی، ملکوت زمان،تهران ، فرهنگ مکتوب، 1387، صص. 85 - 87
5 . مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، 1384، صص. 61 – 63.
6 . قاسمی منفرد، ص. 87.
7. مطهری، صص. 64 – 67.

جوّ حاکم قبل از ظهورجهانی پر از ستم، فساد و تباهی، روزگاری تهی از امنیت اخلاقی و روانی، حیاتی به دور از معنویت و پاکی و اجتماعی پر از تجاوزها و پایمال کردن حقوق زیردستان، محصول عملکرد انسان های دوران غیبت است. آنچه در روایات فراوان به آن تصریح شده، پر شدن جهان از ستم است. البته این به معنای ظالم شدن همه انسان ها نیست، بلکه همچنان راه خدا، رهروان خود را دارد و عطر فضیلت ها در محیط های گوناگون به مشام می رسد. بنابراین، جهانِ پیش از ظهور اگرچه دوران تلخی است، ولی به دوره شیرین ظهور پایان می پذیرد و اگرچه روزگار فساد و ستمگری است، اما پاک بودن و دیگران را به خوبی ها دعوت کردن، از وظایف حتمی منتظران است و در تعجیل فرج آل محمد صلی الله علیه و آله تأثیر مستقیم دارد؛ چنان که امام مهدی(عج) می فرماید: «ما را از شیعیان باز نمی دارد، مگر آنچه از کردارهای آنان که به ما می رسد و ما را ناخوشایند است و از آنان روا نمی دانیم». آثار ظهوردر بسیاری از روایات، آثاری برای قیام موعود آخرالزمان برشمرده شده است. تقسیم ثروت ها به طور مساوی، پیاده شدن عدالت میان همه مردم، رضایت و خشنودی اهل جهان از حضرت به دلیل رفتار عادلانه او، ریشه کن شدن فقر و بینوایی، در امنیت به سر بردن همه مردم جهان، نزول برکات آسمانی، رفاه همه مردم جهان، آشکار شدن گنج های پنهان در دل زمین، زیاد شدن دام ها و چهارپایان، رفع مزاحمت ها و ایجاد آسایش برای عموم مردم، کنار رفتن پرده های ظلمت و ایجاد برادری و مواسات میان انسان ها، از جمله این آثار است. چگونگی آغاز ظهوردر بسیاری از روایات، بر این نکته مورد تاکید شده است که ظهور نیز مانند روز قیامت، ناگهانی و غیر منتظره فرا می رسد و زمان آن را هیچ کسی جز خداوند نمی داند. از جمله، در روایتی که امام رضا علیه السلام به واسطه پدران بزرگوارش از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند، چنین آمده است: به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض شد: ای رسول خدا! آن مهدی که از نسل شماست چه وقت ظهور می کند؟ آن حضرت فرمود: «ظهور او مانند قیامت است». نشانه های قطعی که پیش از ظهور رخ می دهد، روز ظهور را مشخص نمی سازد و ظهور آن حضرت برای مردم، به ویژه کسانی که به دلیل بها ندادن به مسئله یا ضعف عقیده به حضرت مهدی(عج) در مورد وجود گرانمایه او و ظهورش نمی اندیشند، ناگهانی تر و غافلگیر کننده تر خواهد بود. محل ظهورهنگامی که اوضاع عمومی جهان آماده شد و افکار مردم جهان برای پذیرش حکومت حق و عدالت مساعد گشت، نوبت انقلاب مهدی موعود(عج) فرا می رسد و خداوند به آن حضرت اذن و اجازه نهضت می دهد. در این زمان، امام مهدی(عج) در مکه ظاهر می شود و انقلاب جهانی خود را آغاز می کند. امام با خیل یاوران، پرچم قیام را برافراشته و به سرعت بر مکه و اطراف آن مسلط می شوند، سرزمین پیامبر صلی الله علیه و آله را از وجود نااهلان پاک می کنند و سایه عدالت و مهر را بر مدینه می گسترانند.آن گاه عازم عراق می شود و کوفه را به عنوان مرکز حکومت جهانی برمی گزیند. ایشان از آنجا به مدیریت قیام می پردازد و برای دعوت جهانیان به اسلام و زندگی در پرتو قوانین قرآن و درهم کوبیدن بساط ستم، یاران و سپاهیان خود را به نقاط مختلف جهان گسیل می دارد. فواید نشانه های ظهورنشانه های ظهور، فوایدی دارد که از آن جمله می توان به اعلام خطر و جنگ به دشمنان اشاره کرد؛ یعنی دشمنان آن حضرت پیش از شروع جنگ، تهدید می شوند و می ترسند. شاید همین امور هم از اسباب رعب و وحشتی باشد که در احادیث آمده است که آن حضرت به وسیله رعب و وحشت یاری می شود و به هر سمتی حرکت کند، وحشت، به اندازه دو ماه راه پیشاپیش او حرکت می کند. از سوی دیگر، نشانه های ظهور، مژده و بشارت به منتظران و طالبان وصال است تا هم تسکین خاطر پیدا کنند و هم آماده خدمتگزاری شوند. در این صورت، ترسی که از دشمنان داشتند، به قوّت قلب تبدیل می شود. شرایط ظهورمقصود از شرایط ظهور، شرایطی است که تحقق روز موعود متوقف بر آنهاست و گسترش عدالت جهانی به آنها بستگی دارد. برخی از این شرایط عبارت است از: 1. وجود طرح و برنامه عادلانه و کاملی که عدالت خالص واقعی را دربرداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مکانی پیاده کرد و برای انسانیت سعادت و خوشی دنیوی و اخروی به بار آورد؛ 2. وجود رهبر و پیشوایی شایسته که شایستگی رهبری همه جانبه آن روز را داشته باشد؛ 3. وجود یاران همکار و همفکر و پایدار در رکاب آن رهبر واحد؛ 4. وجود توده های مردمی که در سطحی کافی از فرهنگ و شعور اجتماعی و روحیه فداکاری باشند. نشانه های حتمینشانه های حتمی که در آستانه ظهور تحقق خواهد یافت، پنج تاست. امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «پنج نشانه قبل از ظهور مهدی روی می دهد: ندای آسمانی، خروج یمانی، فرو رفتن سرزمین بیداء، خروج سفیانی و قتل نفس زکیه». این پنج نشانه، همه خیرها و برکت ها را نوید می دهد و در فاصله ای کوتاه، در ظرف چند ماه پشت سرهم پدید می آید. روی دادن هر یک از این نشانه ها، نور امید را در دل های منتظران، پرفروغ تر می کند و برای معاندان و منحرفان، مایه تذکر و هشدار است تا از بدی و تباهی دست بردارند. نشانه های غیر حتمیمنظور از نشانه های غیرحتمی، علامت هایی است که مشروط به شرایطند. از این رو، ممکن است شرایط آنها مهیا شود و آنها پدید آیند یا شرایط محقق نشود و آنها اصلاً روی ندهند. ممکن است بعضی از این نشانه ها در طول زمان واقع شده و برخی دیگر در آینده پدید آیند؛ زیرا بسیاری از امور، به عنوان نشانه های ظهور برشمرده شده اند که سال ها پیش اتفاق افتاده اند؛ مانند انقراض دولت بنی عباس. بسیاری از نشانه ها، نشانه هایی هستند که ممکن است میان وقوع آنها و ظهور حضرت فاصله ای طولانی باشد. امام صادق علیه السلام در حدیثی طولانی و مفصل، این علامت ها را برشمرده است. فراگیر شدن ظلم و ستم، نابود شدن طرفداران حق، به وجود آمدن بدعت در مفاهیم قرآن از روی هوا و هوس، پیشی گرفتن اهل باطل بر اهل حق، قطع پیوند خویشاوندی، آشکار شدن شراب و قمار در میان مردم، تعطیل شدن حدود الهی و سبک شمردن نماز، از جمله این شرایط می باشد. خروج سفیانییکی از نشانه های قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی، فردی بی بندو بار، آلوده، پرده در و اموی نسب است که در سوریه انقلاب می کند. او پس از چیرگی بر دو گروه مخالف خویش، به ظاهر پیروز می گردد و آن دو خط مخالف که رهبری یکی را مردی سرخ رو و دیگری را مردی «ابرص» برعهده دارد، در هم می کوبد. فضای سیاسی و اجتماعی برای او آماده می شود و او بر منطقه گسترده ای مسلط می گردد و یهودیان و عناصر تبهکار و حق ستیز از او پیروی می کنند و همه این تحولات، در شش ماه صورت می پذیرد. وی آن گاه که از ظهور حضرت مهدی(عج) با خبر می گردد، با سپاهی بزرگ به جنگ حضرت می رود و در منطقه «بیداء» بین مکه و مدینه، با سپاه امام برخورد می کند وبه امر خدا، همه لشکریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. ندای آسمانییکی از نشانه هایی که پیش از ظهور اتفاق می افتد، صیحه آسمانی است. این ندای آسمانی که بر اساس بعضی از روایات، ندای جبرئیل است، در ماه رمضان شنیده می شود. از آنجا که قیام مصلح کل، انقلابی جهانی است و همگان منتظر وقوع آن هستند، یکی از راه های آگاهی مردم جهان از این رویداد، همین ندای آسمانی خواهد بود. امام باقر علیه السلام فرمود: «قیام مهدی تحقق نمی یابد، مگر اینکه ندا دهنده ای از آسمان ندایی می دهد که اهل مشرق و مغرب آن را بشنوند». انسان های روی کره خاکی، هر کدام زبانی مخصوص به خود دارند. از این رو، اهل هر زبان، ندای آسمانی جبرئیل را به زبان خود می شنود و از آن آگاه می گردد. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «اهل هر زبانی، آن ندا را به زبان خود می شنود». فرو رفتن سرزمین بیداءخَسف، به معنای فرورفتن، و بَیداء منطقه ای میان مکه و مدینه است. مقصود از خسف بیداء این است که سفیانی، لشکری برای مقابله با امام مهدی(عج) به سمت مکه گسیل می دارد. هنگامی که لشکر او به منطقه بیداء می رسد، به گونه ای معجزه آسا به امر خداوند، در دل زمین فرو می روند. امام باقر علیه السلام دراین باره فرمود: «به فرمانده سپاه سفیانی خبر می رسد که مهدی به سوی مکه رفته است. پس لشکری را در پی او روانه می کند، ولی آن حضرت را نمی یابد. چون لشکر سفیانی به سرزمین بیداء می رسد، ندا دهنده ای از آسمان آواز می دهد: ای سرزمین بیداء! آنان را نابود کن. آن سرزمین هم لشکر را در خود فرو می برد. در این جریان، فقط دو نفر سالم می مانند که یک نفر به عنوان بشارت دهنده این خبر را به امام مهدی(عج) می رساند و دیگری به عنوان هشدار دهنده خبر را برای سفیانی می برد». قتل نفس زکیهنفس زکیه، به معنای شخص به رشد و کمال رسیده یا انسان پاک و بی گناهی است که قتلی انجام نداده است. در داستان حضرت موسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام زمانی که حضرت خضر علیه السلام نوجوانی را دید و او را کشت، حضرت موسی علیه السلام گفت: «آیا کسی را کشتی، بدون آنکه قتل و گناهی کرده باشد؟» در این آیه، قرآن کریم انسانی را که قتلی انجام نداده و بی گناه است، به عنوان نفس زکیه معرفی می کند. مقصود از قتل نفس زکیه این است که اندکی پیش از قیام امام مهدی(عج)، شخصیت برجسته یا بی گناهی به دست مخالفان حضرت کشته می شود. بعضی از روایات، این شخص را از اولاد امام حسین علیه السلام دانسته اند. او که برای انجام مأموریت از مدینه به مکه می رود، پیام امام مهدی(عج) را به مردم مکه می رساند. مردم مکه دعوت او را نمی پذیرند و بین رکن و مقام به قتلش می رسانند. خروج سید حسنیاز جمله نشانه های ظهور، خروج «سید حسنی» از سرزمین دیلم است. درباره شخصیت سیدحسنی در روایات سخنی نیامده، ولی روایاتی که سخن از خروج و کشته شدن او دارد، تا حدودی به معرفی او می پردازد. امام صادق علیه السلام در حدیثی طولانی می فرماید: «و آن گاه که سید حسنی خروج خود را آغاز می کند، اهل مکه بر او هجوم آورده، او را به قتل می رسانند و سر او را بریده برای شامی می فرستند. در این هنگام، صاحب الامر ظهور خواهد کرد». سید حسنی، ادعای مهدویت یا نیابت امام زمان(عج) را ندارد. او مردم را به سوی خود دعوت نمی کند و از شیعیان خالص ائمه و پیرو دین حق است. در زمان او، کفر و ظلم عالم را فرا گرفته و مردم از دست ستمگران و فاسقان در اذیت و آزار به سر می برند. خروج یمانیقیام سرداری از سرزمین یمن، یکی دیگر از نشانه ها است که اندکی پیش از ظهور رخ خواهد داد. وی که مردی صالح و مؤمن است، بر ضد بدی ها و انحرافات قیام و با تمام توان، با بدی ها و تباهی ها مبارزه می کند. دشمن واقعی و اصلی یمانی، لشکر سفیانی است. از ویژگی های قیام یمانی، دعوت به حق است. هر کس از قیام وی روی گردان شود، اهل آتش خواهد شد. امام باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که پرچم هدایت یمانی برافراشته شود، بر هیچ مسلمانی جایز نیست از پیوستن به جنبش او سرباز زند، و هر کس سرباز زند و اطاعت نکند، اهل آتش خواهد بود؛ زیرا او (یمانی) مردم را به حق و راه مستقیم دعوت می کند». خروج دجّالدر کتاب های اهل سنت، خروج دجّال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده است، ولی در منابع روایی شیعه، از نشانه های ظهور است. البته هیچ اشکالی ندارد که رخدادهایی چون خروج دجّال، هم نشانه ظهور باشد و هم نشانه قیامت. دجّال، فردی است که در آخرالزمان و پیش از قیام امام مهدی(عج) خروج می کند و با انجام کارهای شگفت انگیز، جمع بسیاری از مردم را می فریبد و سرانجام به دست حضرت عیسی علیه السلام به هلاکت می رسد. درباره دجّال صرف نظر از ویژگی هایی که در روایات برای او برشمرده اند، چند احتمال وجود دارد: 1. دجّال نام شخص معیّنی نیست و هر کس با ادعای پوچ و بی اساس با توسل به حیله گری و نیرنگ درصدد فریب مردم باشد، دجال است. 2. دجّال فردی معیّن و مشخص با همان ویژگی هایی است که در روایات برای او بیان شده است. 3. دجّال کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان است. خسوف و کسوف غیر عادیاز نشانه های ظهور، «کسوف در نیمه رمضان» و «خسوف در آخر یا اول همان ماه» است. کسوف در روزهای نخست و روزهای آخر ماه و خسوف در روزهای میانی ماه، طبیعی و عادی است، ولی خورشید گرفتگی در وسط ماه یا ماه گرفتگی در اوایل یا آخر آن، ظاهراً امری غیر عادی است و رؤیت آن امکان ندارد. فلسفه این نشانه غیرعادی همانند برخی نشانه های دیگر، می تواند بیدار شدن مردم از خواب غفلت و یقین به امر ظهور باشد. به عبارت دیگر، خداوند در آستانه ظهور، برای اقامه حجت بر مردم و مطمئن ساختن یاران حضرت مهدی(عج) به ظهور آن حضرت، چنین پدیده هایی را برخلاف معمول و به گونه معجزه، محقق می سازد. البته این نشانه، از نشانه های حتمی ظهور نیست و در روایات، به ناگزیر بودن آن اشاره نشده است. چگونگی آغاز قیامدر زمینه چگونگی آغاز قیام، روایات بسیاری وارد شده است. آنچه از مجموع روایات به دست می آید این است که وقتی ظلم و تباهی چهره عالم را سیاه و ظلمانی می کند و ستمگران گستره زمین را جولانگه بدی ها و نامردی ها می سازند، ناگهان ندایی آسمانی در ماه رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت می دهد. پس از آشکار شدن نشانه های حتمی به فاصله کوتاهی، امام در سیمای مردی جوان در مسجدالحرام به صورت ناگهانی ظهور می کند. او به دیوار کعبه تکیه می زند و در بین رکن و مقام، خود و خاندانش را معرفی می کند و ندا می دهد: «درباره رعایت حقوق ما، خدا را در نظر بگیرید. ما را در میدان عدالت گستری و ستم ستیزی تنها نگذارید و یاری مان کنید که خدا شما را یاری خواهد کرد». سلاح ظهوردر هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی(عج)، تمام قدرت ها مقهور و مغلوب قدرت بی پایان حضرت مهدی(عج) شده، همانند علف های هرز از روی زمین برداشته می شوند تا زمینه رشد و کمال انسان ها به صورت کامل فراهم آید و زمین پر از عدل و داد گردد. در روایات درباره سلاح قیام حضرت، کمتر سخن روشنی به چشم می خورد و تنها سلاح مورد اشاره به هنگام قیام، «شمشیر» است. ظاهرا مقصود از خروج با شمشیر، مأموریت به جهاد و توسل به اسلحه برای اعتلای کلمه حق است و اینکه حضرت با هیچ یک از کفار به مصالحه نمی نشیند؛ زیرا شمشیر، همیشه کنایه از قدرت و نیروی نظامی بوده و هست. پس منظور از قیام با شمشیر همان اتکای بر قدرت است تا مردم نپندارند این مصلح بزرگ، به شکل یک معلم یا واعظ عمل می کند، بلکه او همانند رهبر مقتدر الهی است که به ستمگران و منافقان امان نمی دهد. |
دانشمندان، یکی از عوامل موفّقیت را برخورداری از توان «انتظار کشیدن» دانستهاند و بر این باورند که بدون این عامل، نمیتوان یک زندگی کامیاب را رقم زد. افرادی که توان انتظار کشیدن ندارند و نمیتوانند صبر کنند، کسانی هستند که هم لذتهای آنی و فوری را طلب میکنند و به آینده نمیاندیشند، و هم خواستههایشان باید فوراً ارضا شود. در حالی که زندگی موفّق، نیازمند صبر و گذشت از لذتهای آنی، برای رسیدن به لذّت پایدار آتی است.
افراد فاقد این توانایی، هر چند لذتهای آنی را به دست میآورند، امّا آینده و لذتهای پایدار آن را از دست میدهند. به همین دلیل، دانشمندان، توان انتظار کشیدن را عامل اساسی موفّقیت میدانند و در همین زمینه، از اموری همانند توان منع و بازداری، 1 به تأخیر انداختن ارضای خواسته 2 و مقاومت در برابر وسوسه، 3 یاد میکنند.
این نظریه پردازان، با آزمایشی که انجام دادند، نشان دادند کسانی که در کودکی، توان انتظار کشیدن و به تأخیر انداختن خواسته را آموختهاند، در بزرگ سالی، زندگی موفّقی داشتهاند و بر عکس، کسانی که فاقد چنین نیرویی بودهاند، در آینده، خلافکار و بزهکار شدهاند.
نکته جالبی که در این آزمایش به دست آمد، وجود روشهایی بود که کودکان، برای به تأخیر انداختن خواستههای خود و بالا بردن توان انتظار کشیدن، به کار برده بودند. همه آنها به نوعی (نقاشی کردن، بازی کردن، صحبت کردن با دوست خود و خوابیدن و...)، حواس خود را از موضوعی که باید نسبت به آن انتظار میکشیدند (مثل غذای خوش مزه، پس از یک گرسنگی طولانی)، پرت میکردند. توان انتظار کشیدن و قدرت بازداری از خواستهها، همان چیزی است که در ادبیات دین، تحت عنوان «تقوا» شناخته میشود؛ البته در سطحی بالاتر و متعالیتر.
آنچه دانشمندان طرح کردهاند، قاعدهای فراگیر بوده و تمام جنبههای زندگی را در بر میگیرد، که یکی از آنها «غریزه جنسی» است. آنچه در این بحثْ مهم است، روشهای مؤثّر در بالا بردن توانِ انتظار کشیدن و تحقّق خویشتنداری جنسی است. خویشتنداری، در هر امری و از جمله در قلمرو غریزه جنسی، نیاز به کسب «مهارت» دارد. بدون برخورداری از مهارت، نمیتوان به خویشتنداری دست یافت. یکی از علل مهم ناکامی در خویشتنداری، برخوردار نبودن از مهارتهای خویشتنداری است. بنا بر این، یکی از مسائل مهم در بحث عفاف، «مهارتهای خویشتنداری جنسی» است که در متون دینی، فراوان به آن پرداخته شده و در ادامه، به بیان آنها میپردازیم.
مهارتهای خویشتنداری جنسی را در دو بخش ارائه میکنیم : «مهارتهای شناختی ـ معنوی» و «مهارتهای رفتاری».
الف. مهارتهای شناختی ـ معنوی
شناخت، منشأ رفتارها و احساسات انسان است. خویشتنداری و بازداری، در هر قلمرویی از جمله در قلمرو جنسی، نیازمند برخورداری از شناخت ها و باورهای لازم است. این جاست که مفاهیمی همانند معرفت، ایمان و باور به خدا معنا مییابند. ایمان و باور به خدا، یکی از مهمترین عوامل در تقویت خویشتنداری جنسی است که کمتر مورد توجّه قرار گرفته و قفل شده، مانده است.
نقش ایمان در خویشتنداری جنسی، بحث دامنه داری است که نمیتوان در این نوشتار، به آن پرداخت. اموری همچون محبّت به خدا، شکر، حیا، امید به بهشت، ترس از دوزخ و... از زیرمجموعههای این بحثند. فقط به عنوان نمونه، بحثی کوتاه درباره حیا خواهیم داشت.
مراد از کاهش تماس، به حداقل رساندن تماسهای بی دلیل و غیر موجّه است که ممکن است زمینه فساد جنسی را فراهم سازد. تماس زیاد و بدون دلیل با نامحرم، زن و مرد را در معرض تهدید قرار میدهد و امکان شکسته شدن حریم امنیتی آنان را افزایش میدهد
عامل خویشتنداری حضرت یوسف، چه بود؟
حضرت یوسف علیه السلام ضربالمثل پاک دامنی و خویشتنداری جنسی است. آنچه حضرت یوسف را نجات داد، این بود که ابتدا به یاد خدا افتاد و سپس شرم کرد. قرآن مجید، هنگام طرح داستان خلوت کردن زلیخا با حضرت یوسف، در بیان علّت امتناع حضرت یوسف علیه السلام میفرماید : و در حقیقت [آن زن] آهنگ وی کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او میکرد. 4
در این آیه شریف، از «برهان پروردگار»، به عنوان عامل بازدارندگی از گناه، اشاره شده است. امام زینالعابدین علیه السلام در تفسیر «برهان پروردگار» میفرماید:
همسر عزیز مصر، به سوی بُت رفت و پارچهای روی آن انداخت. یوسف از او پرسید : «برای چه این کار را کردی؟» .
پاسخ داد : «شرم دارم از این که این بت، ما را ببیند!» . در این هنگام، یوسف به وی گفت : «آیا تو شرم میکنی از چیزی که نه میشنود و نه میبیند و نه میفهمد و نه میخورد و نه مینوشد، ولی من، شرم نکنم از کسی که بشر را آفریده و او را دانش آموخته است!؟» .
این است معنای سخن خداوند که میفرماید : «[یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او میکرد». 5 آنچه باعث حیای زلیخا شد، ناظر بودن بت بود، هر چند نظارت بُت بر اعمال بشر، خیال باطل است و آنچه مایه شرم حضرت یوسف علیه السلام شد، این بود که خداوند، آگاه و ناظر بر اعمال بشر است.
ب. مهارتهای رفتاری.
هدف از آموختن مهارتهای رفتاری، کاهش زمینههای خطر جنسی است. برای تحقّق خویشتنداری، باید زمینههای خطر را کاهش داد. این راهبرد، خود، دو بخش دارد : «کاهش تماس» و «کاهش تحریک» که در ادامه، به بررسی آنها میپردازیم :
اصل اول : کاهش تماس.
مراد از کاهش تماس، به حداقل رساندن تماسهای بی دلیل و غیر موجّه است که ممکن است زمینه فساد جنسی را فراهم سازد. تماس زیاد و بدون دلیل با نامحرم، زن و مرد را در معرض تهدید قرار میدهد و امکان شکسته شدن حریم امنیتی آنان را افزایش میدهد. برای تحقّق این امر، چند راه کار وجود دارد :
1 . کاهش خروج از خانه.
در فرهنگ دین، از خانه، به عنوان دژ مستحکم و قلعه نفوذناپذیر زنْ یاد شده است. 6 بدیهی است که خروج «بی دلیل» و «زیاد» از این قلعه امنیتی که به شکل پَرسه زدن و پدیده خیابان گردی بروز میکند، زن را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد و در معرض قرار گرفتن، هم توان بازداری مردان را کاهش میدهد و آنان را تحریک میکند و هم توان بازداری خودِ زن را کاهش میدهد و امکان تمایل او را به رابطه نادرست، افزایش میدهد. بنا بر این، کمتر خارج شدنِ زنان تنها (بدون همراهی مرد مَحرم) از خانه، یکی از مهارتهای لازم برای حفظ و تقویت توان خویشتنداری است. به همین جهت، خداوند متعال به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب میکند : و در خانههایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینتهای خود را آشکار نکنید. 7
بر همین اساس، رسول خدا میفرماید : در خروج از خانه برای زنان، بهرهای نیست. 8
البته رسول خدا، به مسلمانان توصیه میکردند که اگر زنان شما خواستند به مسجد بیایند، مانع آنها نشوید. 9
به زنان نیز توصیه کرده است که نماز خواندن در خانه، بهتر از نماز خواندن در مسجد است و این، به جهت آن است که کمتر در معرض دید نامحرم قرار گیرند و بر این اساس، نماز خواندن در جایی که کمتر در معرض دید است، بهتر است.
در روایات، آمده که نماز خواندن زن درون اتاق، بهتر از نماز خواندن در ایوان خانه است و نماز خواندن در ایوان، بهتر از نماز خواندن در وسط حیاط خانه است و نماز خواندن در وسط حیاط خانه، بهتر از نماز خواندن در مسجد است. 10
2 . جداسازی مکانی
مهارت دیگر، جدا کردن محلّ زنان و مردان از یکدیگر، به جهت جلوگیری از اختلاط است. گاهی اختلاط زن و مرد، خواسته یا ناخواسته، صحنههای ناخوشایندی را به وجود میآورد. برای جلوگیری از این امر میتوان مکانهای ویژهای را به بانوان اختصاص داد. امروز در برخی کشورهای توسعه یافته، در مکانهایی مثل اتوبوس و مترو، محل خانمها و آقایان را جدا کردهاند و جالب این که این کار، به خواست زنان و فشار اجتماعی از سوی آنان انجام شده است.
رسول خدا، هنگامی که مسجد مدینه را بنا میکرد، دری مخصوص زنان قرار داد و استفاده مردان را از آن ممنوع ساخت. این الگو میتواند در همه جا رعایت شود. 11
خداوند متعال به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب میکند : و در خانههایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینتهای خود را آشکار نکنید
3 . تأخیر زمانی
مهارت دیگر، استفاده از «تأخیر زمانی» است. اگر در اجتماعی مثل مسجد، زن و مرد حضور دارند، هنگام خروج، با استفاده از تأخیر زمانی، میتوان مانع اختلاط آنها شد و زمانِ در دید قرار گرفتن زنان را کاهش داد. رسول خدا، وقتی نمازش تمام میشد، قدری صبر مینمود و از جا حرکت نمیکرد، تا زنان از مسجد خارج شوند؛ زیرا عادت مردان، این بود که تا رسول خدا از جا بر نمیخاست، از مسجد خارج نمیشدند. به همین جهت، صبر رسول خدا، سبب میشد که زنان، بدون این که در معرض دید مردان قرار گیرند، مسجد را ترک کنند و به خانههای خود باز گردند. این نیز روشی است که میتواند به کاهش مدّت زمانی که ممکن است زن، در دید نامحرم قرار گیرد، منجر شود. 12
4 . تقدّم و تأخّر مکانی
مهارت دیگر «تقدّم و تأخّر مکانی» است. قرار گرفتن زنان در پشت سر مردان، آنان را از دید مردان، دور نگه میدارد. این راه کار، در اجتماعات، میتواند مانع اختلاط زن و مرد شود و در عین حال، زنان را از دید مردان خارج سازد. در مسیر حرکت نیز بهتر است زنان، جلوتر از مردان نباشند. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدند که در راهها و مسیرها، زنان و مردان، در کنار هم حرکت میکنند، توصیه کردند که زنان، پشت سر مردان حرکت نمایند. 13 مردان با حیا، خودشان میدانند که نباید پشت سر زنان حرکت کنند. حضرت داوود علیه السلام به فرزند خود توصیه میکند که : «پشت سر زنان، حرکت نکن». این، نشان از خطری است که چنین کاری میتواند برای طرفین، در پی داشته باشد. 14
در جایی دیگر نیز، وقتی قرار شد حضرت موسی علیه السلام همراه یکی از دختران حضرت شعیب علیه السلام نزد ایشان برود، به وی گفت: همسر عزیز مصر، به سوی بُت رفت و پارچهای روی آن انداخت. یوسف از او پرسید : «برای چه این کار را کردی؟» . پاسخ داد : «شرم دارم از این که این بت، ما را ببیند!» . در این هنگام، یوسف به وی گفت : «آیا تو شرم میکنی از چیزی که نه میشنود و نه میبیند و نه میفهمد و نه میخورد و نه مینوشد، ولی من، شرم نکنم از کسی که بشر را آفریده و او را دانش آموخته است!؟» .
این است معنای سخن خداوند که میفرماید : «[یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او میکرد». 15 آنچه باعث حیای زلیخا شد، ناظر بودن بت بود، هر چند نظارت بُت بر اعمال بشر، خیال باطل است و آنچه مایه شرم حضرت یوسف علیه السلام شد، این بود که خداوند، آگاه و ناظر بر اعمال بشر است.
ادامه دارد ...
عصر حکومت طاغوتى متوکل (دهمین خلیفه عباسى ) بود، او امام حسن عسکرى علیه السلام را به جرم دفاع از حق ، در شهر سامره به زندان افکنده بود، اتفاقا در آن سال بر اثر نیامدن باران ، قحطى و خشکسالى همه جا را فرا گرفته بود، زمین هاى کشاورزى خشک شده بود و دامها تلف شده بودند، مسلمانان سه روز پى در پى براى نماز استسقاء (طلب باران ) به صحرا رفتند و نماز خواندند، ولى باران نیامد.
ولى روز چهارم، جاثلیق (روحانى بزرگ مسیحی) به همراه مسیحیان بیرون رفتند و دعا کردند و در آن روز باران آمد.
مسلمانان روز پنجم به بیابان رفتند و نماز خواندند، ولى باران نیامد، همین موضوع باعث سرشکستکى مسلمین و آبروریزى شد، عده اى در حقانیت دین اسلام شک کردند، گفتگو و بگو مگو در این باره زیاد شد، و بنابراین بود که روز ششم نیز مسیحیان همراه جاثلیق خود به بیابان براى دعا بروند، اگر آن روز نیز مثل روز چهارم باران مى آمد، آبروى مسلمانان در نزد مسیحیان ، بیشتر مى رفت ، و شرمنده و خوار مى شدند.
متوکل ، بیاد امام حسن عسکرى علیه السلام که در زندان بود، افتاد دستور داد آن حضرت را از زندان بیرون آوردند، متوکل به آن حضرت گفت : «ادرک دین جدک یا ابا محمد! اى ابومحمد، دین جدت (اسلام) را دریاب».
امام حسن عسکرى علیه السلام به همراه چند نفر از خدمتکاران نیز بیرون رفتند، آنگاه آن حضرت به یکى از غلامانش فرمود: «تو نیز به میان جمعیت مسیحیان برو، هنکامى که جاثلیق براى دعا دستهایش را به سوى آسمان بلند کرد، خود را به کنار او برسان ، و در میان دو انگشت دست راستش ، چیزى هست ، آن را بگیر و بیاور».
آن غلام به میان مسیحیان رفت و در صف اول کنار جاثلیق ایستاد و همین که او دستهایش را به طرف آسمان براى دعا بلند کرد، غلام بى درنگ در بین دو انگشت دست راست او استخوانى که سیاه رنگ بود، برداشت ، آن روز مسیحیان و جاثلیق هر چه دعا کردند، باران نیامد، و آسمان صاف و آفتابى شد. و مسیحیان شرمنده بازگشتند. متوکل از امام حسن عسکرى علیه السلام پرسید: این استخوان چیست ؟
امام علیه السلام فرمود: «این استخوان از قبر پیغمبرى برداشته شده است ، و هر گاه استخوان بدن پیامبرى آشکار گردد باران مى آید».
به این ترتیب در آن روز، آبروى از دست رفته مسلمین ، بجاى خود آمد، و عزت و سر بلندى اسلام در نزد مسیحیان ، حفظ گردید.
عن امیرالمؤمنین (علیه السلام) :
أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَرَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَهَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ.
امام(علیه السلام) فرمود:
هرکه زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد .

قدمت تاريخي جايگاه ولايت فقيه در فقه شيعه
گاهی شنیده میشود که میگویند ولایت فقیه ابتکار امام خمینی و البته در راستای مصلحت اندیشی اجتهادی ایشان، برای سلب مشروعیت رژیم شاه و کسب مشروعیت برای تشکیل حکومت اسلامی و خلع سلاح همیشگی مخالفین بوده و ایشان اولین فقیه و مرجع شیعه اند که این نظریه را از اول داده پرداخته و به آن جامه عمل پوشاندند!
این شبهه الان در برخی محافل مطرح میشود تا بتوانند تاریخ مصرف برای ولی فقیه قائل شوند و بگویند حالا که شاهنشاهی ساقط گشته و سی سال از عمر نظام ولایی سپری شده و کارامدی ولی فیقه تضعیف گشته است، بهتر است بگوییم ابتکار امام خمینی نیز نیاز به بازنگری و معاصر سازی دارد و قالبهای بهتری مطابق با نیاز فعلی جامعه و بین الملل باید برای حاکمیت ارائه گردد!
در این راستا که در نوع خود حربه خوب و کارامدی هم در مبارزه با این اصل مترقی و رشد یافته و عزت آفرین شیعی محسوب شده و میشود؛ باید نگاهی یه تاریخ پویایی فقه شیعه داشته و نکاتی تبیین شود :
ولایت فقیه یک فتوا یا قاعده من درآوردی از امام خمینی نبوده و قدمت این اصل مسلم مکتب شیعه حتی به زمان ائمه برمیگرده که نواب و نمایندگانی به بلاد مختلف اسلامی گسیل میداشتند که شیعیان بخاطر طاغوتی بودن حکومت و عدم امکان پرداخت وجوهات و ...به حاکم جور وغاصب؛ برای سهولت ارتباط با امام به نمایندگان و افراد اگاه و بصیری از سوی امام میپرداختند و به وسیله آنها با ائمه در ارتباط بودند. تمام علما و فقهای متقدم شیعه؛ مثل شیخ مفید، علامه بحرالعلوم،مرحوم طبرسی، مقدس اردبیلی، کاشف الغطاء،علامه مجلسی،علامه امینی و معاصر علامه بروجردی طباطبایی و بالاخره امام خمینی ره حلقه نهایی این عالمان بزرگ شیعه این اصل را جزء اساسی ترین و بدیهی ترین اصول مترقی فرهنگ شیعه نام برده و البته در مقاطعی بطور غیر مستقیم بدلیل جو حاکم و تقیه نسبی ، ضرورت تشکیل حکومت ولایی در عصر غیبت تاکید کردند ما چند بار به آثار این عالمان مراجعه کردیم؟
أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الاِْخْوَانِ، وَأَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.
امام(علیه السلام) فرمود:
عاجزترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوستان عاجز باشد و از او عاجزتر کسى است که دوستانى را که به دست آورده از دست بدهد.(1)
.
شرح و تفسیر
ناتوان ترین مردم
شک نیست که یکى از مهم ترین سرمایه انسان در زندگى دوستان صمیمى است; این سرمایه نه تنها براى یارى کردن انسان در برابر مشکلات، بلکه براى انس گرفتن و از تجربه ها و نظرات آنها بهره گیرى کردن ضرورى است و جالب این که به دست آوردن دوستان خوب کار آسانى است; نه همچون به دست آوردن مال است که احتیاج به تلاش و کوشش فراون و گاه نیاز به سرمایه گذارى هاى کلان دارد و نه همچون مقام است که به دست آوردنش نیاز به روابط اجتماعى قوى دارد، بلکه با سرمایه اى که در اختیار هر کس هست به دست مى آید و آن سرمایه گشاده رویى، ادب و حسن معاشرت است. بر همین اساس امام(علیه السلام) مى فرماید: «عاجزترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوست عاجز باشد»; (أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الاِْخْوَانِ).
حدیث معروفى است از امیر مؤمنان على(علیه السلام) که خطاب به مردم فرمود: «إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِطَلاَقَةِ الْوَجْهِ وَحُسْنِ اللِّقَاءِ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله) یَقُولُ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلاَقِکُمْ; (اى مردم) شما نمى توانید مردم را با اموال خود راضى نگه دارید، از این رو ایشان را با خوشرویى و رفتار خوب راضى نگه دارید، زیرا من از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: شما نمى توانید خشنودى مردم را با اموال (محدودتان) به دست آورید بنابراین با اخلاق نیکتان خشنودى آنها را به دست آورید».(1)
آنگاه امام مى افزاید: «و از او عاجزتر کسى است که دوستانى را که به دست آورده از دست بدهد»; (وَأَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ).
زیرا ممکن است به دست آوردن چیزى مقدارى زحمت داشته باشد; ولى نگه داشتن آن آسان تر است، بنابراین کسى که دوستان خود را با بى مهرى یا بى اعتنایى از دست دهد عاجزتر از کسى است که نتوانسته دوستى به دست آورد.
در اینجا سؤالى مطرح است که اگر امام در جمله اول مى فرماید: «از همه مردم عاجزتر کسى است که...» چگونه بعد از آن مى فرماید: «و از او عاجزتر کسى است که دوستانش را از دست دهد» اگر جمله اول عمومیّت دارد، با جمله دوم سازگار نیست.
ولى پاسخ این سؤال روشن است و آن اینکه جمله اول عمومیّت نسبى دارد و عمومیّت نسبى با وجود بعضى از استثناها منافات ندارد و شبیه این تعبیر در کلمات روزانه مردم نیز زیاد است; مثلا مردم مى گویند: بدبخت ترین مردم کسى است که آبروى خود را از دست دهد و از او بدبخت تر کسى است که ایمان خود را از دست دهد و هیچ گاه در عرف مردم تناقضى در میان این دو دیده نمى شود.
در حدیثى از امام امیر مؤمنان(علیه السلام) در غررالحکم مى خوانیم: «مَنْ لا صَدیقَ لَهُ لا ذُخْرَ لَهُ; کسى که دوست ندارد ذخیره اى ندارد».(2)
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «لَقَدْ عَظُمَتْ مَنْزِلَةُ الصَّدِیقِ حَتَّى إِنَّ أَهْلَ النَّارِ یَسْتَغِیثُونَ بِهِ وَیَدْعُونَ بِهِ فِی النَّارِ قَبْلَ الْقَرِیبِ الْحَمِیمِ قَالَ اللَّهُ مُخْبِراً عَنْهُمْ (فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَلاَ صَدِیق حَمِیم); مقام دوست بسیار برجسته است تا آنجا که دوزخیان نیز با فریاد خود از او ـ پیش از آنکه از نزدیکان کمک بخواهد ـ سخن مى گویند همان گونه که خداوند در قرآن از آنها چنین خبر داده که مى گویند: امروز نه شفاعت کننده اى داریم نه دوست گرم و پر محبتى».(3)
اصولاً دوستان خوب بهترین زینت انسانند همان طور که امام صادق(علیه السلام)مى فرماید: «لِکُلِّ شَىْء حِلْیَةٌ وَحِلْیَةُ الرَّجُلِ أوِدّائُهُ; هرچیزى زینتى دارد و زینت انسان دوستان اوست».(4)
در اهمّیّت دوستان همین بس که از بعضى از بزرگان سؤال شد: آیا برادر بهتر است یا دوست خوب. گفت: برادرى خوب است که دوست انسان باشد.
(1). بحارالانوار، ج 68، ص 384، ح 22.
(2). غررالحکم، ح 9460.
(3). بحارالانوار، ج 71، ص 176، ح 11.
(4). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 18، ص 112.
امام(علیه السلام) فرمود:
عاجزترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوستان عاجز باشد و از او عاجزتر کسى است که دوستانى را که به دست آورده از دست بدهد.(1)
(1). سند گفتار حکیمانه:
از جمله کسانى که پیش از سیّد رضى(رحمه الله) این کلمه حکمت آمیز را از على(علیه السلام) نقل کرده اند، ابوعلى قالى در ذیل الامالى است که جمله بالا را بدون هیچ گونه تغییرى از آن حضرت نقل کرده است و ابن ابى الحدید آن را با تفاوتى در الحکم المنثوره نقل مى کند که نشان مى دهد از منبع دیگرى گرفته است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 14).
در کتاب تمام نهج البلاغه این جمله حکمت آمیز را در لابه لاى نامه 31 که امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) براى فرزندش امام مجتبى(علیه السلام) نوشته نقل کرده است. (تمام نهج البلاغه، ص 956).
|
این مطالب که در بر دارنده ی ویزگی های ماه مبارک رمضان است ، در روزهای پایانی ماه شعبان توسط حضرت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله وسلم) ایراد گردیده است:
| |||
|
حکمت های نهج البلاغه – شماره ی اول :
کُنْ فِی الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.
امام(علیه السلام) فرمود:
در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند!(1)
(1). سند گفتار حکیمانه:
این جمله ـ به گفته مرحوم خطیب در کتاب مصادر ـ از کلمات مشهور امام(علیه السلام) است که قبل از سیّد رضى «ابوحیان توحیدى» (متوفاى 380) در کتاب الامتاع والمؤانسة و بعد از سیّد رضى مرحوم آمدى در کتاب غررالحکم (با تفاوتى) آن را آورده است و از روایتى که رضى الدین على بن یوسف حلّى (برادر علاّمه حلّى) در کتاب العُدد القویة آورده است استفاده مى شود که این جمله بخشى از وصیتى است که امام(علیه السلام)براى فرزندش امام حسن(علیه السلام) بیان فرموده است (البته با تفاوت هایى) و از جمله این تفاوت ها اضافه جمله «وَلا وَبَر فَیُسْلَب; و نه پشمى دارد که آن را بچینند» است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 7).
شرح و تفسیر
بهترین روش در فتنه ها
امام(علیه السلام) در این حکمت پرمعنا مى فرماید: «در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند»; (قَالَ(علیه السلام): کُنْ فِی الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ).
براى روشن شدن محتواى این کلام بسیار پرمعنا لازم است قبلاً دو واژه «فتنه» و «ابن لبون» تفسیر شود:
فتنه، از ماده «فتن» (بر وزن متن) در اصل به معناى قرار دادن طلا در کوره است تا خالص از ناخالص جدا شود سپس به معناى هرگونه آزمایش و امتحان و بلا و عذاب و حتى شرک و بت پرستى و آشوب هاى اجتماعى آمده است و در اینجا منظور همان آشوب هاى اجتماعى است.
لبون، به شترى گفته مى شود که به جهت زائیدن مکرر پیوسته در پستانش شیر است (لبون به معناى شیر دار است از ماده لبن) و ابن لبون به بچه چنین شترى گفته مى شود که دو سال آن تمام شده و وارد سال سوم شده است; نه قوت و قدرت چندانى دارد که بتوان بر پشت او سوار شد و نه پستان پر شیرى (زیرا هم کم سن و سال است و هم نر) و به این ترتیب هیچ گونه استفاده اى از آن در آن سن و سال نمى توان کرد.
از اینجا روشن مى شود که هدف امام این است که انسان به هنگام شورش هاى اهل باطل و فتنه هاى ناشى از خصومت آنها با یکدیگر نباید آلت دست این و آن شود; باید خود را دور نگه دارد و به هیچ یک از دو طرف که هر دو اهل باطل اند کمک نکند.
در این گونه موارد معمولاً هر کدام از طرفین به سراغ افراد بانفوذ و باشخصیت مى آیند تا از نفوذ و قدرت آنها براى کوبیدن حریف استفاده کنند. در این هنگام باید این افراد بلکه تمام افراد، خواه ضعیف باشند یا قوى نهایت مراقبت را به خرج دهند که در دام فتنه گران و غوغاسالاران نیفتند مبادا دین و یا دنیاى آنها آسیب ببیند و همان گونه که در بالا آمد در بعضى از روایات جمله «ولا وَبَر فَیُسْلَب» نیز به آن افزوده شده است یعنى شتر دو ساله پشمى هم ندارد که آن را بچینند و از آن استفاده کنند.
نمونه این فتنه ها در صدر اسلام و قرون نخستین فراوان بود که امامان اهل بیت و یارانشان همواره از آن کناره گیرى مى کردند حتى داستان قیام ابو مسلم بر ضد بنى امیه گرچه در ظاهر براى کوبیدن باطلى بود ولى در باطن براى تبدیل باطلى به باطل دیگر و حکومت بنى عباس به جاى بنى امیه بود. به همین دلیل هنگامى که ابو مسلم به وسیله نامه اى پیشنهاد حکومت و خلافت را به امام صادق(علیه السلام) کرد امام آن را نپذیرفت زیرا مى دانست در پشت پرده این قیام چه اشخاصى کمین کرده اند و به تعبیر دیگر امام مى دانست این یک فتنه است که دو گروه باطل به جان هم افتاده اند و نباید به هیچ کدام امتیازى داد.
روایاتى که از ائمه هدى(علیهم السلام) درباره فضیلت عزلت و گوشه گیرى به ما رسیده است غالباً ناظر به این گونه شرایط است.
از جمله امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) طبق آنچه در غررالحکم آمده مى فرماید: «الْعُزْلَةُ أَفْضَلُ شِیَمِ الاَْکْیَاسِ; گوشه گیرى برترین خصلت افراد باهوش و زیرک است».(1) و در حدیث دیگرى از آن حضرت مى خوانیم: «سَلاَمَةُ الدِّینِ فِی إعْتِزَالِ النَاسِ; سلامت دین انسان درکناره گیرى از مردم است».(2)
در حدیث گویا و روشنى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم هنگامى از آن حضرت سؤال کردند: چرا گوشه گیرى را انتخاب کرده اید؟ فرمود: «فَسَدَ الزَّمَانُ وَتَغَیَّرَ الاِْخْوَانُ فَرَأَیْتُ الاِنْفِرَادَ أَسْکَنَ لِلْفُؤَاد; زمانه فاسد شده و برادران تغییر روش داده اند به همین دلیل، آرامش دل را در تنهایى یافتم».(3)
قرآن مجید نیز اشاراتى به این معنا دارد از جمله درباره حضرت ابراهیم مى خوانیم که او گروه بت پرستان را مخاطب قرار داد و گفت: «(وَأَعْتَزِلُکُمْ وَما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَأَدْعُوا رَبِّی); از شما و آنچه غیر از خدا مى خوانید و مى پرستید کناره گیرى مى کنم و (تنها) پروردگارم را مى خوانم».(4)
در داستان اصحاب کهف نیز در آیه 16 سوره «کهف» اشاره به گوشه گیرى آنها از گروه فاسد و مفسد شده است.
از آنچه گفته شد به خوبى روشن مى شود که هرگز منظور امام(علیه السلام)این نبوده است که اگر گروهى باطل بر ضد مؤمنان و طرفداران حق برخیزند نباید به حمایت مؤمنان حق جو برخاست; این سخن بر خلاف صریح قرآن است که مى فرماید: «(فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الاُْخْرى فَقاتِلُوا الَّتى تَبْغى حَتّى تَفىءَ إِلى أَمْرِ اللّه); اگر گروهى از مسلمانان بر گروه دیگرى ظلم و ستم روا داشتند (و اصلاح در میان آن دو از طریق مسالمت آمیز امکان پذیر نشد) با جمعیت ستمگر پیکار کنید تا به سوى حق باز گردند».(5)
ممکن است تفاوت بین جمله «لا ظَهْرٌ فَیُرْکَبُ» و جمله «وَلا ضَرْعٌ فَیُحْلَبُ» در این باشد که نه کمک هاى مستقیم به فتنه جویان کن (مانند سوارى دادن مرکب) که خودش وارد معرکه شود و نه کمک هاى غیر مستقیم مانند کمک هاى مادى به این گروه ها کردن رواست شبیه شیر دادن براى تغذیه افراد.
همان گونه که در سند این حکمت اشاره شد این کلام امیرمؤمنان على(علیه السلام)بخشى از وصیت طولانى است که امام امیر مؤمنان على(علیه السلام) به فرزند گرامى اش امام حسن مجتبى(علیه السلام) فرموده است که قسمتى از آغاز آن را براى مزید فایده در اینجا مى آوریم. فرمود: «کَیْفَ وَأَنِّى بِکَ یَا بُنَیَّ إِذَا صِرْتَ فِی قَوْم صَبِیُّهُمْ غَاو وَشَابُّهُمْ فَاتِکٌ وَشَیْخُهُمْ لاَ یَأْمُرُ بِمَعْرُوف وَلاَ یَنْهَى عَنْ مُنْکَر وَعَالِمُهُمْ خَبٌّ مَوَّاهٌ مُسْتَحْوِذٌ عَلَیْهِ هَوَاهُ مُتَمَسِّکٌ بِعَاجِلِ دُنْیَاهُ أَشَدُّهُمْ عَلَیْکَ إِقْبَالًا یَرْصُدُکَ بِالْغَوَائِلِ وَیَطْلُبُ الْحِیلَةَ بِالتَّمَنِّی وَیَطْلُبُ الدُّنْیَا بِالاِْجْتِهَادِ خَوْفُهُمْ آجِلٌ وَرَجَاؤُهُمْ عَاجِلٌ لاَ یَهَابُونَ إِلاَّ مَنْ یَخَافُونَ لِسَانَهُ وَلاَ یُکْرِمُونَ إِلاَّ مَنْ یَرْجُونَ نَوَالَهُ دِینُهُمُ الرِّبَا کُلُّ حَقّ عِنْدَهُمْ مَهْجُورٌ یُحِبُّونَ مَنْ غَشَّهُمْ وَیَمَلُّونَ مَنْ دَاهَنَهُمْ قُلُوبُهُمْ خَاوِیَةٌ لاَ یَسْمَعُونَ دُعَاءً وَلاَ یُجِیبُونَ سَائِلاً قَدِ اسْتَوْلَتْ عَلَیْهِمْ سَکْرَةُ الْغَفْلَةِ إِنْ تَرَکْتَهُمْ لَمْ یَتْرُکُوکَ وَإِنْ تَابَعْتَهُمْ اغْتَالُوکَ إِخْوَانُ الظَّاهِرِ وَأَعْدَاءُ السَّرَائِرِ یَتَصَاحَبُونَ عَلَى غَیْرِ تَقْوَى فَإِذَا افْتَرَقُوا ذَمَّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً تَمُوتُ فِیهِمُ السُّنَنُ وَتَحْیَا فِیهِمُ الْبِدَعُ فَأَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ أَسِفَ عَلَى فَقْدِهِمْ أَوْ سُرَّ بِکَثْرَتِهِمْ فَکُنْ عِنْدَ ذَلِکَ یَا بُنَیَّ کَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَلاَ وَبَرٌ فَیُسْلَبَ وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَب; فرزندم چگونه خواهى بود هنگامى که در میان قومى گرفتار شوى که کودک آنها گمراه و جوانشان هواپرست و پیرانشان امر به معروف و نهى از منکر نمى کنند، عالم آنها حیله گر فریبکارى است که هواى نفس بر او چیره شده و به دنیاى زودگذر چسبیده و از همه بیشتر (ظاهرا) به تو روى مى آورد و در انتظار حوادث دردناکى براى توست و با آرزوها چاره جویى مى کند و دنیا را با تمام قدرت مى طلبد.
(مردم آن زمان) ترسشان از نظر دور و امیدشان نزدیک است (به عذاب هاى آخرت بى اعتنا و به مواهب دنیا شدیداً علاقه مند هستند) تنها از کسى حساب مى برند که از زبانش مى ترسند و اکرام نمى کنند مگر کسى را که امید بخششى از او دارند. دینشان ربا و هر حقى نزد آنها به فراموشى سپرده شده، افراد فریبکار را دوست دارند و سراغ کسانى مى روند که از همه بیشتر چاپلوسى کنند.
دل هاى آنها خالى (از یاد خدا) است، سخن حقى را نمى شنوند و به درخواست سائلى پاسخ نمى گویند، مستى غفلت بر آنها غالب شده، اگر آنها را رها کنى دست از تو بر نمى دارند و اگر از آنها پیروى کنى فریبت مى دهند، در ظاهر برادرند و در باطن دشمن، رفاقت آنها با یکدیگر بر اساس بى تقوایى است و هنگامى که از هم جدا شوند یکدیگر را نکوهش مى کنند، سنت هاى الهى در میان آنها مى میرد و بدعت ها زنده مى شود نادان ترین مردان کسى است که از فقدان آنها متاثر شود یا از کثرت آنها خوشحال. فرزندم در چنین شرایطى که (آتش فتنه ها شعله ور است) همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتى دارد که سوار شوند و نه پشمى که بچینند و نه پستانى که بدوشند... .(6)
(1). منطقه اى است در جنوب مصر و نزدیک حبشه.
(2). شرح نهج البلاغه علاّمه شوشترى، ج 13، ص 307.
(3). بحارالانوار، ج 75، ص 357.
(4). شرح نهج البلاغه علامه شوشترى، ج 13، ص 308.
(5). بحارالانوار، ج 64، ص 364، ح 68.
(6). فاطر، آیه 15.
(7). کافى، ج 4، ص 18، ح 3.
امام(علیه السلام) فرمود:
در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند!(1)
(1). سند گفتار حکیمانه:
این جمله ـ به گفته مرحوم خطیب در کتاب مصادر ـ از کلمات مشهور امام(علیه السلام) است که قبل از سیّد رضى «ابوحیان توحیدى» (متوفاى 380) در کتاب الامتاع والمؤانسة و بعد از سیّد رضى مرحوم آمدى در کتاب غررالحکم (با تفاوتى) آن را آورده است و از روایتى که رضى الدین على بن یوسف حلّى (برادر علاّمه حلّى) در کتاب العُدد القویة آورده است استفاده مى شود که این جمله بخشى از وصیتى است که امام(علیه السلام)براى فرزندش امام حسن(علیه السلام) بیان فرموده است (البته با تفاوت هایى) و از جمله این تفاوت ها اضافه جمله «وَلا وَبَر فَیُسْلَب; و نه پشمى دارد که آن را بچینند» است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 7).
خطبه های نماز جمعه شهرستان بندر ديلم توسط حجةالاسلام والمسلمین شيخ حيدر يوسفي نژاد
امام جمعه موقت ديلم

بسم الله الرحمن الرحيم
اوصيکم عباد الله ونفسي بتقوي الله
ابتدا خودم وشمارا سفارش ميکنم به تقواي الهي .انجام واجبات وترک محرمات توصيه مينمايم انشا الله همه ما مرزهاي ايمان وتقوا را رعايت نماييم
در آستانه ي شهادت پنجمين سپهر آسمان امامت و ولايت حضرت امام محمد بن علي الباقر العلوم نکاتي را در اين خصوص متذکر مي شوم امام پنجم شيعيان باقر العلوم درطول مدت امامت هجده ساله ي خوددر همان شرايط نامساعد به نشر حقايق ومعارف الهي پرداختند ضمن تشريح مشکلات علمي نکات ابهام آن را برطرف کردندجنبش علمي دامنه داري را که بعدها توسط فرزندانشان امام صادق (ع)به اوج رونق وافتخار خود رسيده بادرايت تمام تاسيس کردند موسس يا حوزه علميه فقهي وفرهنگي که جامع تمام افراد علمي بود به طور کلي تاسبس وبنيان گذار امور مهم دشواري وعظمت خاص به خود را دارد آن روز امام باقرموسس آن حوزه ي فقهي عامي فرهنگي بود ولي بااينکه خود حضرت مشعول کارهاي علمي بودند درزمان امام صادق (بامناسبت تر شدن اوضاع) به رشدبالندگي رسيد اين انقلاب هم کاري(نه در حد کارامام باقر )به نسبت بزرگ بودکه موسس آن معمار کبيرانقلاب وبنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام(قدس الله نفسه الزکيه)بودند در زمان خلف صالح امام رهبر فرزانه ي انقلاب اسلامي به رشد وکمال نزديک تر شده است وپس از گذشت بيش از 20سال از رهبري آن فقيه وارسته اين رشد بالندگي ادامه دارد وانشاءالله تاظهور صاحب اصلي اسلام و نظام اسلامي ادامه خواهد داشت امام باقر که هم از ناحيه ي پدري( امام سجاد")وهم از ناحيه مادر(فاطمه بنت الحسين )فاطمي هستند در علم زهد عظمت وفضيلت سرآمد همه بزرگان بويژه بني هاشم بود عظمت علمي واخلاقي ايشان شهره ي زمان و مورد تصديق همه دوستان و دشمنان بود و به قدري از چشمه سار فيض ايشان احا د يث و روايات همچون چشمه ها زلال سرازير شد که تا آن روز از فرزندان امام حسن وامام حسين وحتي خود آن دو بزرگوار اين همه مطلب به جا نمانده بود و دليل اصلي اين فراواني حديث درزمان امام باقروامام صادق وکم رونقي نوشتن حديت در زمان اميرالمومنين تا امام سجاد ممنوعيت نوشتن حديث از سوي خلفاي غاصب (عليهم ما عليهم )بود بويژه احاديثي که در منقبت خاندان رسالت خصوصا اميرالمومنين بود در عين حا ل آن شاعر عرب زبان مي گويد دوستان از ترس جا نشان ودئشمنان به خاطر عنا دشان فضائل علي بن ابي طالب را کتمان کردند ولي باز هم موفق نبودند مناقب علي بن ابي طالب بين زمين وآسمان را پر کرده بود افراد زيادي روايات امام صادق وامام باقر را مي نوشتند چه آنهايي که تا آخر عمر خود را شاگرد اين دو امام مي دانستند وچه کسا ني که به عنوان سران اهل سنت بعدها دفتر ودستک باز کردند در بين دوستان واصحاب اين دو امام بزرگوار کساني چون جابر ابن عبدالله انصاري که از صحابي رسول خدا بود هم ديده مي شد و رسول خدا از جابر خواسته بودند که سلام پيامبر خدا را به فرزندشان امام باقر ابلاغ کنند وقتي جابر خواسته رسول خدا را عملي کرد امام در جواب جابر جمله ي زيباي را که بيان کرد سطح علمي امام معصوم است بيان فرمود :(والله يا جابر لقد اعطاني الله علم ما کان ومايکون وماهو کائن الي يوم القيامه )به خدا قسم خداوند علومي که بود وهست وعلومي که خواهد آمد تا روز قيامت به ما مرحمت کرده است .ايشان (امام باقر)را باقر العلوم ناميدند چرا که ديگران را از مشکلات علمي نجات مي داد ند واز علومي که ديگران بي خبر بودند خبر مي دادند .
ابن مجد هيتمي :که از سران اهــــــــــل سنت است مي کويد :ايشان گنجينه هاي پنهان را آشکار کردوحکمتهاي علوم را روشن کردند از اين رووي را شکافنده علوم وجامع علوم وبه احتزاز در آورنده پرچم دانش خواهند بود ايشان بسياري از نکــــــــات بسيار ظريفي علمي را با استفاده از آيات قرآن کريم اثبات مي کردند و مي فرمودند هر مطلبي گفتم از من بخواهيد تا جاي سند آيــــه مربوط به آن را نشان دهم .امام باقر در هجده سال امامت خود با پنج خليفه اموي مقارن بودنــد که چهار نفر از آنها فرزندان عبد الملک بودند وليــــــــــــدوسليمان ويزيد وهشام بن عبد الملک وعمربن عبد العزيز که نسبتا از آن چهار نفر بهتر بود بدليل لغو بخشنامه اي که دستور لــــعن وسب وناسزاي به امير المومنين را داده بودند وچند دليل ديگر بد ترين اين خلفا هشام بــن عبد الملک بود که بارها آزار واذ يتش را به امام رسانده بود در زمان هشام روزي به دستور هشام حضرت رااز مدينه به شام احضارکردند وبراي اينکه حضرت را مورد اهانت قرار دهند سه روز امام را پشت دروازه شام معطل کردند و اين اولين باري نبود که امام را پشت دروازه شام معطل مي کردند اين بار پنجاه سال عمر دارند و روزي چهار ساله بودند که پشت اين دروازه ساعتها قرار گرفتند وچقدر ايشان وپدر بزرگوارشان امام سجاد از شام ناخشنود بودند تا جايي کــــه از امام پرسيدند که کدام مصيبت از همه مصايب سختر بـــود امام سجاد فرمودند الشام الشام الشام شايد امام باقر هم اين تنفر را بر زبان آورده باشند :
شام شهر محنت ورنج وبلا شام يعني سخت تر از کربلا
شام يعني مرکز آزارها آل عصت بر سر بازارها
شام يعني از جهنم شومتر اهل بيت از کربلا مظلومتر
شام يعني ظلم جور بي حساب اهل بيت عصمت وبزم شراب
بپرسيم از امام باقر چرا بدگويي از شام مـــي کنيد شا يد جواب امام اين باشد که در تمام مسير کربلا تا شام سرهاي بريده مقابل چشمان ما کودکان بود فقط يک شب سر بريده جدم حسين را نديدم آن شبي بود که سر بريده مهمان خولي بود اين زبان علاقه مندان ابا عبدالله است :
سر به مطبخ تن به دشت کربلا خاکم به سر جاي کودکانش به کوفه کنج زندان گشـته است
اي سر پر خاک نعشت ميان قتـــــــــــلگاه چاک چاک از نيزه چون اوراق قرآن گشته است
خانه ات ويران شود خولي نبودت جامگر اين چنين مهمان نوازي کي به دوران گشته است

خطبه دوم :
تقواي انسان مسلمان شيعه نه تنها باعث مکرمت وبزرگي شخصيت خود او مي شود بلکه باعث سرافرازي رهبران ديني ومذهبي مي شود چنان که امام يازدهم امام عسکري (ع)فـرمود( :اتقوالله وکونو النا زينا ولا تکونوا علينا شينا ) .تقوا پيشه کنيد وباعث سر افرازي وآبروي ما باشدنه اينکه باعث سرافکندگي شويد .
مناسبتهاي اين هفته در پيش داريم :
1 جمعه 29آبان -2ذي حجه :مصادف است با ارتحال ملکوتي مرجع عالي قدرجهان تشيع حضرت آيت الله شيخ جواد تبريزي (در سال1385 ه ش)تسليت عرض مي کنم واميد وارم بيش از پيش قدر اين ستارگان آسمان شيعه را بدانيم تکريم علماي رباني لازم است .
2 سه شنبه 3آذر -6ذي حجه :مصادف باشهادت مظلومانه زوار حجاج بيت الله الحرام در مکه مکرمه به تحريک ودستور آمــــــريکا به ما موران آل سعود (در سال 1407 ه ق يازدهم مرداد 1366 ه ش )که معروف شد به جمعه خونين که انشاءالله همه اين شهيدان با شهداي کـــــــربلا محشور شوند وهمچنين آغاز هفته بسيج مي باشد.
3 چهارشنبه 4آذر -7ذي حجه :برابر با شهادت جانگداز شکافنده ي علوم حضرت محمد بن علي الباقر (ع)درز سال (114ه ق)که در خصوص شهادت اين امـــــام بزرگوار فرزندشان امام صادق (ع) فرمود :قال لي ابي يا جعفر اوقف لي من مالي کذا وکذا النواب تنوينــــي عشر سنين در ايا م مني .پدرم به من وصيت کرد وفرمود اي جعفر فلان مقدار از ما لم را براي من وقف کن تا گريه کنند گان در مني 10 سال بر من گريه کنند اين نشان از شان امام معصوم است وبه ما آمــوزش مي دهد که تکريم صاحبان علم وعصمت چقدر مهم است وکسي براي تکرار عزاداري براي اهل بيت خسته نشود وبراي اين امر زمينها وخانه ها ومنابع درآمدي خود را وقف نمائيد .
4 پنج شنبه 5اذر-8ذي حجه :برابر باصدور حکم تاريخي امام مبني برتشکيل بسيج مستضعفين درسال (1358ه ش)وروز بسيج که مقام معظم رهبري در مورد بسيج وبسيجي فرمودند :شرط حفظ هويت بسيجي عمق دادن به معارف ديني وانقلاب است .
5جمعه 6آذر -9ذي حجه :روز نيايش وروز عرفه است
معرفت وعرفان واژه هايی هستند کـــه مربوط به شناختن است چه شناختن خداوند وچه شناختن نفس وجه شناختن هاي ديــــگر عرفه هم به همين معناست گرچه اعمال حجاج در عرفات عموما مستحب است اما تاکيد فراواني براي انجام دادن اين اعمال وبجاي آوردن اين اذکار شده است دعاي عرفه که از لسان سرور شهيدان آقا ابا عبد الله صادر شده است آنقدر مهم است که امـــام صادق (ع)فرمودند (:تخير لنفسک من الدعا ما احببت واجتهد فانه (يوم عرفه)يوم دعاءومسئله )هر قدرمي توانيد در اين روز تلاش کنيد براي دعا کردن که اين روز دعا ودرخواست است.به تعبير رسول خدا :کسي که در عرفات است ونااميداز رحمت خداست گناهکارترين انسانهااست بنابه نقل امـــــير المومنين: بسياري از گناهان جز در عرفات بخشيده نمي شود .رسول خدا فرمود :مامن يوم اکثريعتق الله فيه عبد ا من النار من يوم عرفه )در هيچ روزي خداوند بندگانش را از آتش جهنم بيشتر از روزعـــرفه نجات نمي دهد (بيشتر ازاد شدگان از جهنم در روز عرفه است )انتظار ميرود همشهريان عزيز در اين روز که غروب آن خداوند به بندگان خود که به سوي او مي روند مباهات مي کند وبه ملائکه در مورد اهل عرفه مي بالد همه باهم در اين دعاي روح بخش وپر فيض شرکت کنند .حتي مراجع معظم تقليد مي فرمايند:هر چند روزه گرفتن در اين ايام (دهه ي اول)بويژه روز عرفه مستحب است امااگر موجب ضعف وناتواني شود وروزه دار نتواند اعمال وادعيه اين روز را انجام دهد روزه گرفتن آن مکروه مي شود.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان بوشهر، حجةالاسلام والمسلمین حسين شيخي با صدور حكمي حجةالاسلام والمسلمین حيدر يوسفي نژاد، روحاني مستقر شهرستان ديلم را به سمت دبير اجرايي اوقات فراغت شهرستان منصوب کرد.
در بخشي از اين حکم آمده است: نظر به سوابق فرهنگي و حضور ارزشمند حضرتعالي در طرح اوقات فراغت سال گذشته در شهرستان ديلم، بموجب اين حكم بعنوان دبير اجرايي اوقات فراغت منصوب ميشويد. اميد است با همدلي و همفكري با اعضاء هسته فرهنگي و هماهنگي با اين اداره نسبت به امور محوله موفق باشيد.
لازم به ذكر است بر اساس ابلاغ اداره كل تبليغات اسلامي و ستاد اوقات فراغت استان بوشهر سهميه پايگاه هاي اوقات فراغت شهرستان ديلم، به ترتيب ۷ هسته جوان و ۵ بوستان معرفت در نظر گرفته شده است.
يكشنبه 28 خرداد 1391 - 12:12

به گزارش روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر، روحاني مستقر مسجد امام حسين (علیه السلام) ديلم در اين مراسم كه به مناسبت بيست و سومين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: امام خميني (ره) كوهي از علم، تقوا، ايمان، اخلاص، شجاعت، بردباري و فضايل اخلاقي بود و چنين انسان هايي در طول تاريخ شيعه كم نظيرند.
حجت الاسلام و المسلمین حيدر يوسفي نژاد در ادامه اين مراسم كه 14 خرداد 91 در مسجد امام حسين (علیه السلام) برگزار شد خاطر نشان كرد: شخصيت امام خميني (ره) براي جهانيان شناخته شده است، از اینرو امروز بعد از 23 از ارتحال آن مرد الهي هنوز مسلمانان دنيا او را در قلب خود احساس ميكنند. چهارشنبه 17 خرداد 1391 -
خورشید حسین و مه تابان عباس لا حول و لا قوة الا بالله